بعد از ماه ها شایعه و حدس و گمان های فراوان، بالاخره سامسونگ رسما اعلام کرد که مراسم جهانی معرفی گلکسی فون بعدی روز سوم می (چهاردهم اردیبهشت) در لندن برگزار خواهد شد. و حالا باید منتظر رقابت شدید سایت ها و گروه های خبری، برای کشف مشخصات این موبایل قبل از ارائه آن باشیم. با توجه به نامگذاری دو گلکسی فون اصیل قبلی با نام های Galaxy S و Galaxy S II، به احتمال فراوان این تلفن جدید با نام Galaxy S III معرفی خواهد شد و البته عرضه آن با اندروید نسخه 4.0 بستنی حصیری هم قطعی است. البته سامسونگ در دعوت نامه خود تنها خبر از معرفی یک موبایل گلکسی جدید داده است و هنوز چیزی معلوم نیست!
برچسبها: اسمارت فون, اندروید, بستنی حصیری, تلفن همراه
اگر چه خیلیها معتقد هستند که مغز اکثر حیوانات بدوی از هر «روبات
هوشمندی» برتر است، اما واقعیت چیز دیگری است. ما داریم به سرعت به آن روزی
نزدیک میشویم که بتوانیم سختافزارهایی چنان پیچیده بسازیم که با
قابلیتهای یک مغز طبیعی هماوردی کنند.
این یک خیالپردازی از جنس فیلم تبدیلشوندگان (Transformers) نیست و نباید
هیچ هراسی از بابت یک روبات خرابکار مسلح که سعی دارد در آینده نزدیک بر
دنیا چیره شود داشته باشیم. واقعیت خیلی جذابتر از این تخیلات است و به
طور بالقوه میتواند پیشرفتی عظیم در زمینه ساخت دستگاههای روباتیک، دارو و
درمان، و نیز علوم اعصاب به همراه آورد. کاری که در ادامه مطلب با آن آشنا
می شوید.
در همین راستا، پروژه BrainScaleS را به شما معرفی میکنیم که متشکل از 15
انستیتوی تحقیقاتی است و زیر نظر انستیتو فیزیکِ کریشهوف، واقع در هِیدلبرگ
آلمان اداره میشود. دست اندر کاران این پروژه به کار بر روی ساخت
سختافزاری مشغول هستند که انواع کارکردهای تمام بخشهای یک مغز بیولوژیک
را در خود دارد. این پروژه بر مبنای مفهومی که توسط محققین هِیدلبرگ،
«سختافزار نورومورفیک» خوانده میشود، بنا شده است؛ سختافزاری متشکل از
سیستمهای الکترونیک مشابه با هم، که رفتار طبیعی سیناپسهای مغز را با
استفاده از اجزاء الکتریکی مثل ترانزیستورها و میکروچیپها، بازسازی
میکند.
پژوهشگران این پروژه به تازگی یک نمونه اولیه ارائه کردهاند: ویفری مربع
شکل در ابعاد 20.32 سانتیمتر که مجهز به 51 میلیون سیناپس مصنوعی است
(ویفر یک صفحه نازک سيليکنی و میزبان مدارات مجتمع و چیپها است). این
نمونه را باید یک «جهش کوانتومی» برای پروژهای دانست که دکتر یوهان شیمل،
پژوهشگر ارشد، هدف از اجرای آن را چنین توصیف میکند: «هدف ما خلق یک سیستم
عملکردی است که مرکز آن در هِیدلبرگ خواهد بود، ولی به صورت آنلاین برای
محققین مستقر در تمام نقاط دنیا در دسترس قرار خواهد گرفت.»
این نمونه اولیه فقط بخشی کوچک از یک مغز مصنوعی کاربردی است، ولی برای
انجام آزمایشها روی فرآیند پویش سیگنالهای عصبیِ طبیعی در بازههای زمانی
مشخص، کفایت خواهد کرد. سه سال دیگر از الآن، یعنی زمانی که پروژه به طور
کامل به سرانجام رسیده باشد، مدل مغز سختافزاری، فرآیندهای عصبی را 10
هزار بار سریعتر از آنچه در یک سیستم بیولوژیک (طبیعی) رخ میدهد، بازسازی
خواهد کرد. دکتر شیمل میگوید: «این بدان معنا است که اگر بخواهیم رفتاری
(در سیستم عصبی) را مورد تحقیق قرار دهیم که در ساختار زیستیِ طبیعی فقط
چند دقیقه طول میکشد، برای ما تنها چند ثانیه زمان میبَرد.»
اما این همه زحمت برای چیست؟
تحقیقات صورت گرفته بر روی عملکرد مغز، تا اینجا اغلب بر مبنای شبیهسازی
کامپیوتری شکل گرفتهاند. پژوهشگران از یک سیستم کامپیوتری با ظرفیت بالا
استفاده میکنند تا رفتار یک سیستم عصبی را برای آنها شبیهسازی کند.
تلاشهای مکرری صورت گرفته تا یک مغز مصنوعی نرمافزاری ساخته شود، مثل
پروژه Blue Brain از آقای هنری مارکرام. هدف ابتدایی Blue Brain شبیهسازی
یک تک ستونِ نئوکورتیکال از یک موش بود، که در سال 2006 به سرانجام رسید
(ستونهای نئوکورتیکال واحدهای عصبی مغز هستند که با ساختاری مشابه تکثیر
شده و به گفته مارکرام واحدهای تشکیلدهنده شبکه مغز به شمار میروند). هدف
بلندپروازانهای که مارکرام در گام بعدی برگزیده، شبیهسازی عملکرد مغز
انسان است.
سایرین، مانند سباستین سئونگ، فیزیکدانی که اینک به متخصص علوم اعصاب بدل
شده، بر روی دیگر موضوع داغ این روزهای علم اعصاب تمرکز کردهاند:
کانِکتومیکها یا به زبان ساده، سیمکشی مغز انسان. گروه پژوهشی سئونگ در
دانشگاه MIT، در تلاش برای اختراع تکنولوژیهایی به منظور شناسایی و توصیف
کانِکتوم هستند. کانِکتوم یعنی کلیت یا مجموعهی اتصالاتی که بین
آرایشهای ارتباطی 100 میلیون نورون (از 100 میلیارد نورون) مغز انسان وجود
دارد. دو سال قبل در گفتگویی که کنفرانس دوسالانهی TED میزبان آن بود،
سئونگ 20 دقیقه زمان صرف کرد تا پیچیدگی غیرقابلباور سیستم نورونی مغز
انسان، و همینطور چالشهای پیش رو برای عینیت بخشیدن به ذهن انسان -برای
درک بهتر آن حتی به میزانی اندک- را تشریح کند.
در این بین پرسشی که مطرح میشود این است که تفاوت میان این دو رویکرد برای
مدلسازی مغز انسان چیست و کدام یک مهمتر هستند: نرمافزاری که کارکرد
مغز را به تصویر می کشد؛ یا سختافزاری که آن کارکرد را همتاسازی میکند؟
مشکل بزرگ این است که «شبیهسازی نرمافزاری» اسیر «قدرت پردازشی» است و
هنوز هیچ سیستم سختافزاری مناسبی وجود ندارد که بتواند عملکرد یک سیستم
عصبی طبیعی را تاب بیاورد. برای شبیهسازی مغز یک پستاندار، ما به یک
کارخانه تولید انرژی نیازمندیم! و به قول یوهان شیمل «این کاملاً غیرعملی
است.» او میگوید: «برای علوم اعصاب، مدلسازی ضروری است. اگر مدلهایی
نداشته باشیم که عملکرد نورونها و سیناپسها را شبیهسازی کنند، هرگز
نخواهیم فهمید که مغز چطور کار میکند. نمیتوانیم این همه داده را در
فرمولها بگنجانیم، زیرا رفتار هر سلول منفرد به خودی خود بسیار پیچیدهتر
از آن است که در چنین فرمی بگنجد.»
به همین دلیل است که شیمل و گروه پژوهشیاش از نرمافزار فاصله گرفته و به
الکترونیک (سختافزار) گرایش یافتهاند. داشتن یک سیستم عملکردی که بتواند
با اجزاء یک مغز زنده برابری کند، به ما کمک خواهد کرد تا نحوه عملکرد مغز
را به شکلی کاملاً جدید، تحلیل و در نهایت درک کنیم. سختافزاری در این
مقیاس، به ما امکان خواهد داد تا سیستمهای کنترلی هوشمند بسازیم که تأثیری
شگرف بر علوم روباتیک خواهند گذاشت. باید دوباره یادآور شد که خبری از
تبدیلشوندگان نیست! ولی ما سیستمهایی را خواهیم دید که به شکلی چشمگیر
قوی و انطباقپذیر هستند و در مواجهه با خطاهای عملکردی، عکسالعملهای
درخوری نشان میدهند.
اهدافی از این دست بودهاند که از مدتها قبل، باعث انگیزش پژوهشگران برای
برقراری ارتباط میان علم اعصاب و علم کامپیوتر شدهاند. در پاییز 2011 بود
که پژوهشگران در انستیتو تکنولوژیِ ماساچوستز، یک چیپ کامپیوتری معرفی
کردند که چگونگی انطباق یافتن نورونهای مغز با اطلاعات دریافتی جدید، و
نیز عملکرد یک سیناپس مغزی را شبیهسازی میکرد. چیسانگ پون (پژوهشگر) در
مصاحبهای با جان روچ از msnbc اشاره کرده که: «حدود 100 میلیارد نورون در
مغز انسان وجود دارد که هر کدام دارای سیناپسها یا گپهایی با سایر
نورونها هستند. اولین شبیهسازی (از بین دو شبیهسازی انستیتو تکنولوژیِ
ماساچوستز) فقط یک گام کوچک برای ساخت سیستمهای مغزی واقعاً هوشمند است.»
دکتر شیمل میگوید که یکی از جذابترین جنبههای مورد پژوهش در علم اعصاب،
توانایی یادگیری مغز است. بنابراین وقتی درباره سیستمهای شبیهساز
الکترونیکی فکر میکنیم، به خصوص در رابطه با علوم روباتیک، آنچه که به ذهن
میآید تصویری شگفتانگیز از تکنولوژیهایی است که قادر به یادگیری هستند.
ایده کامپیوتری که دارای قوه انطباقپذیری باشد مسحورکننده ولی در عین حال
بسیار پیچیده است. در بیولوژی، نورونها و سیناپسهای مغز ما امکان
یادگیری را فراهم میکنند. میلیونها نورونی که از یک سلول رشد مییابند،
در قالب بخشهای سلولی تکثیر میشوند و همزمان سیگنالهای ارتباطی را با
محیط پیرامون خود مبادله میکنند و بدین شکل است که وظایف و کارکردهای آنها
با سیستم عصبی پیرامونشان تطبیق مییابد. این است همان چیزی که پژوهشگران
باید بتوانند شبیهسازی کنند.
شیمل میگوید: «مشکل این است که ما قادر به تحلیل یک نورون منفرد هستیم
ولی قادر به تحلیل میلیونها میلیون نورون نیستیم. به همین خاطر است که با
محاسبات آماری کار میکنیم. زیرا این به طرزی باورنکردنی در بر گیرنده
پارامترهای متعددی است که نمیتوانیم به طور مستقیم اندازهگیریشان کنیم.»
از همه اینها گذشته، یکی از موانع اصلی در راه ساختن سختافزار نورومورفیک
این است که سختافزار به اندازه عناصر بیولوژیک انعطافپذیر نیست. از این
نظر، نرمافزار این برتری را دارد که میتواند راحتتر بازنویسی و تنظیم
شود: «با رسیدن یافتههای بنیادی جدید از طرف بیولوژیستها، ممکن است مجبور
به انجام تغییرات اساسی در سختافزارمان شویم.»
یکی از مأموریتهای اصلی پروژه BrainScaleS که نباید از پیگیری آن غافل
شویم، این است که میتواند منجر به شکلگیری پلتفرمی برای همکاری متخصصان
علوم اعصاب، بیولوژیستها، فیزیکدانها، و نخبگان صنعت IT شود تا در بستر
آن، و تا جای ممکن، حجم بیشتری از دانش و علم خود را با هم تلفیق کرده و
سیستمی را خلق کنند که انعطافپذیری به مراتب بیشتری را در قبال پیشرفتهای
آتی علوم مختلف داشته باشد. دکتر شیمل میگوید: «ظرف همین چند سال خواهیم
فهمید که پروژه چقدر خوب کار خواهد کرد. ضعفها را پیدا میکنیم، از آنها
میآموزیم و سپس نسل بعدی سختافزار نورومورفیک را طراحی خواهیم کرد.»
برچسبها: بیوفیدبک سیناپس, طراحی, نورون فیدبک, مغز
امروز صبح در نارنجی در مورد
تاریخ ارایه نسل جدید پردازشگرهای اینتل
خواندید. سری جدید Ivy Bridge شاهکار جدید این شرکت است که وعده های زیادی
به کاربران داده. اما آیا این پردازشگرهای جدید در عمل چگونه کار می کنند؟
آیا ارزش اش را دارد که کامپیوتر رومیزی تان را به نسل جدید ارتقا بدهید؟
آیا این پردازشگر آنقدر خوب عمل می کند که حتی ارزش خرید یک لپ تاپ جدید را
داشته باشد؟
هنوز این سی پی یو ها به صورت عمده توزیع نشده اما برخی سایت ها با دسترسی
به مدل های جدید امکان بررسی آن را داشته اند. در بررسی های اولیه همه چیز
نشان دهنده این است که اینجا با پیشرفتی خوب و قابل اعتنا مواجه هستیم.
برای مثال سایت Laptop Reviews لپ تاپ HP Elitebook 8470p را با پردازشگر
نسل جدید بررسی نموده و قدرت پردازشی آن را با مدل های مختلفی از لپ تاپ
های مجهز به نسل قبلی پردازشگرها یعنی Sandy Bridge مقایسه کرده است. در
نهایت می بینیم که پردازشگر Ivy Bridge با اختلافی قابل توجه نسل قبلی
اینتل را شکست داده است. اما برای دیدن این مقایسه ها ادامه مطلب را از دست
ندهید.
در تصویر پایین امتیاز دهی ویندوز را برای لپ تاپ جدید می بینید. امتیاز ۷.۵ برای قدرت پردازشگر و از آن مهمتر امتیاز ۶.۴ برای کارت گرافیک جدید داخلی Intel HD 4000 که در مقایسه با نسل قبلی Intel HD 3000 با امتیاز ۴.۷ رشد خوبی را نشان می دهد.
اما سیستم امتیاز دهی ویندوز یک روش تخصصی برای مقایسه نیست. بنابراین سراغ آزمون PCMark 7 میرویم. این آزمون بازدهی کلی سیستم را بررسی می کند. در جدول پایین امتیاز ها را می بینید. عدد بالاتر به معنی رتبه بهتر است و می بینید که این لپ تاپ در مقایسه با دیگر مدل ها چقدر خوب عمل کرده است.
لپ تاپ HP 8470p با پردازشگر Ivy Bridge Core i7 1.7GHz و کارت گرافیک Intel HD 4000 موفق شده حتی کامپیوتر لنوو ThinkPad W520 را با کارت گرافیک Dedicate شکست بدهد.
اگر بخواهید سراغ آزمون PCMark Vantage هم بروید، نتایج زیر به شما داده می شود که پردازشگر جدید را یک سر و گردن بالاتر نشان می دهد.
یکی از چیزهایی که اینتل روی آن تبلیغ زیادی کرده است، بخش پردازشگر گرافیکی ادغام شده در نسل Ivy Bridge است. Intel HD 4000 جایگزین Intel HD 3000 خواهد شد و این شرکت می گوید پردازشگر جدید در انجام کارهای سه بعدی ۵۰ درصد بهتر عمل می کند. بنابراین وقت اش رسیده که با آزمون اختصاصی 3DMark Vantage این موضوع را بررسی کنیم:
عدد بالاتر به معنی کارایی بیشتر است و می بینیم که نتایج عالی هستند. ضمن اینکه این تازه با درایورهای اولیه اینتل محاسبه شده و با بهبود درایور، می توانید منتظر اعداد بهتری هم باشید. فراموش نکنید مدل هایی که در این جدول امتیاز بالاتری آورده اند، مجهز به کارت گرافیک های اختصاصی هستند. این جدول به خوبی نشان می دهد اگر واقعا می خواهید با کامپیوترتان بازی کنید، همچنان باید به دنبال مدل هایی با کارت گرافیک مجزا باشید.
در نهایت می توانید با تست Performance Test 7 دو نسل جدید و قدیم را به طور کلی با هم مقایسه کنید:
در کنار همه اینها، پردازشگر جدید باطری بهتری را هم در اختیار شما قرار می دهد. همه چیز سریع و فوق العاده کار می کند و این مجموعه از بهبودها نشان دهنده موفقیت نسل جدید اینتل خواهد بود. شاید شما هم با دیدن این بازدهی ها به فکر ارتقا به نسل جدید افتاده باشید. شاید هم در حال خرید کامپیوتری جدید هستید و نسل جدید سبب بشود بخواهید چند هفته بیشتر تا از راه رسیدن Ivy Bridge دوست داشتنی صبر کنید.
مطلب مرتبط: تست چیپ های جدید Ivy Bridge اینتل برای لپ تاپ های ویندوز و اپل
برچسبها: اینتل, بررسی سی پی یو, مقایسه پردازشگر
طبق نتایج یک تحقیق که به تازگی انجام شده، بسیاری از کارشناسان و کاربران
اینترنت فکر می کنند که پول نقد و کارت اعتباری در دهه آینده منسوخ خواهد
شد و اغلب مردم پرداخت های شان را از طریق گوشی موبایل هوشمندشان انجام
خواهند داد.
حدود ۶۵ درصد از پاسخ دهندگان به سوالات این تحقیق گفته اند که گمان می
کنند مردم به طور کامل با کیف پول موبایلی شان انس خواهند گرفت و به آن
عادت خواهند کرد و کلیه پرداخت ها تا ۲۰۲۰ موبایلی خواهد شد.
خواه این استفاده به صورت پرداخت پول قهوه با اپلیکیشن ساده خود کافی شاپ
باشد یا خریدهای متنوع با گوگل والت، و شاید استفاده از ابزارهای مختلفی که
برای تبادل مالی و تبدیل موبایل به ابزار ثبت چک، در حال توسعه هستند؛ به
هر حال این راهی است که با سرعت طی می شود و پرداخت موبایلی را روز به روز
مهم تر می کند.
در گزارش ماه دسامبر ComeScore تقریبا ۳۸ درصد دارندگان اسمارت فون به نوعی
از موبایل شان برای پرداخت استفاده می کنند. برخی تحقیقات موسسه Pew هم
نشان داده که حدود یک سوم دارندگان اسمارت فون به نوعی از تلفن هوشمندشان
برای انجام کارهای بانکی (مانند کنترل موجودی یا پرداخت قبض) استفاده می
کنند. و ۴۶ درصد آنها حداقل هزینه یک اپلیکیشن را با موبایل شان پرداخته
اند.
در گزارش جدید هم که روز سه شنبه توسط Pew منتشر شده، ۶۵ درصد شرکت کنندگان با این عبارت کاملا موافقند:
تا سال ۲۰۲۰، اغلب مردم استفاده از ابزارهای هوشمند برای پرداخت هزینه هایی را که نیاز به پول نقد یا کارت اعتباری دارد، پذیرفته و به آن کاملا عادت کرده اند. مردم به سخت افزارها و نرم افزارهای شخصی که برای نقل و انتقال پول از طریق اینترنت و در فروشگاه ها به کار می روند، کاملا اعتماد کرده و با خیال راحت از آنها استفاده می کنند. در کشورهای پیشرفته پول نقد و کارت اعتباری هم تقریبا ناپدید شده و در بسیاری از تبادلات مالی حذف می شوند.سوزان کرافورد استاد دانشگاه هاروارد می گوید: «هیچ چیز به اندازه سیستم پولی با وهم و خیال نمی تواند همراه شود. این ایده که ما چگونه و با چه تشریفاتی تکه های کاغذ چاپ شده را برای مبادله آب و غذا دست به دست می کنیم، نشان دهنده میزان اعتماد و انس ما به عادات قدیمی شکل گرفته در وجودمان به عنوان یک انسان است. خب چرا قدم بعدی را بر نداریم؟ مطمئنا ما حتی می توانیم فراتر از این نمایش های انتزاعی و خیالی ارزش گذاری ها حرکت کنیم!»
البته در این میان یک سوم شرکت کنندگان مخالف همه گیر شدن چنین شیوه های پرداختی بودند و می گفتند که گفتمان غالب آینده «همه چیز دیجیتال - همیشه و همه جا» نخواهد بود. دلیل اصلی بسیاری از این گروه، نگرانی های آنها در خصوص امنیت بود. پیتر جی. مک کان از مهندسان ارشد FutureWei Technologies می گوید: «استفاده از یک رشته ساده اعداد که باید با همه فروشندگان و کسانی که با آنها تبادل مالی دارید به اشتراک گذاشته شود، واقعا یک سیستم مضحک ناامن است که می تواند و باید تغییر یابد.»
طرفداران پرداخت موبایلی می گویند که تکنولوژی در حال رشد و نمو است و پیشرفت می کند. و با این حال پرداخت های موبایلی چندان نا امن تر از شیوه های پرداختی که امروزه استفاده می شود، نخواهد بود. برای مثال مدیر بخش موبایل مسترکارت اعتقاد دارد که به شکل پایه، پرداخت موبایلی هم تکنولوژی همانند کارت های اعتباری دارد و نمی توان گفت که بهتر یا بدتر از آن است.
و خلاصه اینکه به نظر می رسد که پرداخت موبایلی روز به روز پیشرفت کرده و جایگزین شیوه های مرسوم امروزی خواهد شد. البته چیزی که در این راه تاثیر فراوانی خواهد داشت، میزان کاربرپسندی و سادگی شیوه های پرداخت موبایلی، و امنیت آن ها است که می تواند کاربران را در جایگزینی این شیوه به جای راه های مرسوم امروزی ترغیب و تشویق کند.
برچسبها: پرداخت الکترونیک, پرداخت موبایلی, پرداخت نقد پول, نقد
وقتی مدیرعامل شرکت ایسوس در کنفرانس AsiaD با خوشحالی
تبلت جدید Transformer Prime را نشان داد
همه به این شرکت به خاطر ارایه
اولین تبلت چهار هسته ای
جهان تبریک گفتند. اما حالا این تبلت تبدیل به نماد یک محصول عجله ای شده است. محصولی که موجب ناراحتی این شرکت و کاربران اش است.
سایت تک کرانچ می گوید ایسوس مانند ترول هایی عمل کرد که می خواهند در بخش
نظرات بگویند اول! این تبلت با مجموعه ای از مشکلات نرم افزاری وارد بازار
شد. هر چند ایسوس بسیاری از آنها را طی هفته های گذشته رفع کرده است اما یک
مشکل بزرگ دیگر با به روز رسانی های نرم افزاری حل نشده.
ترانسفورمر پرایم دچار مشکلی اساسی در سنسور جی پی اس است. این شرکت ابتدا
سعی کرد با تعدادی آپدیت نمادین، به خریداران این تبلت نشان دهد مشکل حل
شده است. اما بعد تصمیم گرفت به طور کلی GPS را از صفحه مشخصات این محصول
حذف کند و بگوید این تبلت از روز اول جی پی اس نداشته است! هر چند خیلی
سریع به این نتیجه رسید که نتایج این کار بسیار مخرب خواهد بود.
در نهایت شرکت ایسوس روز گذشته راه حل جدیدی ارایه کرده که خریداران را
خشمگین نموده: یک دانگل بزرگ جی پی اس به صورت رایگان به کاربران این تبلت
داده می شود که باید آن را به تبلت متصل کنید تا جی پی اس کار کند!
موضوع وقتی بدتر می شود که بدانید علاوه بر اینکه کاربران مجبورند یک قطعه
سخت افزاری اضافه را به تبلت شان متصل کنند، باید آن را به پورتی متصل کنند
که برای اتصال کیبرد در نظر گرفته شده. یعنی هنگام استفاده از جی پی اس
نمی توانید از کیبرد استفاده کنید.
در کنار آن مجبورید برای دریافت این دانگل به سایت ایسوس رفته و ثبت نام
کنید و هنوز زمان ارایه گسترده دانگل اعلام نشده است. حالا مشخص شده که چرا
این شرکت سریعا بعد از ورود این تبلت، سری جدیدی از آنها را معرفی کرده
است.
در پایان وقتی آمار فروش این محصول را هم در کنار تمام تبلیغات قرار بدهیم،
متوجه می شویم که اوضاع ترانسفورمر پرایم چقدر خراب است. به نظر می رسد
تنها ۲۰۰۰ عدد از این تبلت ها در طی دو ماه اول به فروش رسیده. بنابراین
این اشتباه حداقل تاثیر گسترده ای روی مشتریان نداشته، اما نباید فراموش
کنیم این مشکل تاثیر زیادی بر روی سابقه کاری این شرکت خواهد گذاشت.
برچسبها: ایسوس, تبلت ایسوس, ترانسفورمر پرایم, تبلت
اگر دقت کرده باشید، پشت تلویزیون شما تعداد فراوانی پورت های رنگارنگ در
اندازه های مختلف وجود دارد که معمولا هم هیچ استفاده ای برای تان ندارند.
هر روز هم که صنعت تلویزیون پیشرفته تر می شود برای نشان دادن این پیشرفت و
تکنولوژی به مشتری و ارعاب وی برای خرید، به تعداد این پورت ها افزوده می
شود.
اما آیا واقعا می دانید که این پورت ها چه کاربردی دارند؟ یا نام چند تا از
آنها را می توانید بر شمرید؟ امروزه بیشتر افراد تنها از پورت HDMI
استفاده کرده و به دیگر پورت ها کاری ندارند. اما برخی از آنها می توانند
کارهای واقعا جالب و سودمندی برای تان انجام دهند. ولی اجازه دهید مطلب را
کمی کاربردی تر کرده و فقط به کاربردهای خاص پورت ها نپردازیم. پس ابتدا به
معرفی کابل های معروف مورد استفاده در ارتباط تلویزیون و دستگاه های جانبی
پرداخته و سپس پورت ها را بررسی می کنیم.
در ادامه مطلب با
نارنجی
همراه باشید، تا ببینیم داستان پورت ها چیست و چه کاربردی دارند.
کابل ها
کابل RCA Composite
به گمانم با این کابل ها به خوبی آشنا باشید، زیرا در ایران استفاده از
آنها حتی از کابل HDMI هم بیشتر است. کابل زرد مسئول انتقال سیگنال ویدیویی
با کیفیت استاندارد یا SD است. کابل های قرمز و سفید هم دو کانال صوتی چپ و
راست را انتقال می دهند تا صدای استریو در اختیار داشته باشید. البته به
صورت تکنیکی جای این کابل ها کاملا قابل تعویض است و شما از هر رنگی برای
هر کدام از این کارها می توانید استفاده کند. این سیستم کد گذاری رنگی هم
تنها برای اطمینان شما جهت اتصال صحیح سیم ها در هر دو سوی ورودی و خروجی
دستگاه ها در نظر گرفته شده است.
کابل Component RCA
این کابل تقریبا شبیه همان کابل کامپوزیت اما با انشعاب بیشتر، عمل می کند.
در واقع اگر شما ۵ کابل کامپوزیت داشته باشید، می توانید از آنها به عنوان
یک کابل کامپوننت استفاده کنید. در این کابل هم قرمز و سفید ویژه صدا
هستند و در کنار آن آبی، قرمز و سبز را برای انتقال ویدیوی کیفیت بالای HD
در اختیار دارید. در اینجا هم رنگ ها تنها راهنمایی برای اتصال فیش ها در
دو دستگاه ورودی و خروجی هستند و شما می توانید آنها را به جای یکدیگر
استفاده کنید.
کابل استریو 3.5 میلیمتری
این کابل ظاهری همانند فیش انتهای هدفون تان دارد. البته فرق آن، این است
که در هر دو سر این کابل چنین فیشی را می بینید. همانطور که ممکن است حدس
بزنید، از این کابل برای انتقال صدای استریو استفاده می شود.
کابل VGA
از قدیم الایام این کابل برای اتصال کامپیوتر به مانیتور و ویدیو پروژکتور
استفاده می شود. این کابل در حقیقت ارتباط آنالوگ تصویری را برای شما فراهم
می کند.
کابل DVI
این کابل پاسخ دیگری برای شیوه اتصال کامپیوتر به مانیتور است. این کابل می
تواند سیگنال دیجیتال کاملی (DVI-D) را برای تان منتقل کند، و یا اگر
دستگاه های تان امکان استفاده از آن را ندارند، همان سیگنال آنالوگ
(DVI-A) را برای شان ارسال کند. البته همه کابل ها و پورت های DVI امکان
کار به صورت دوگانه دیجیتال-آنالوگ را ندارند. اما امروزه تقریبا بسیاری
از آنها از عهده اش بر می آیند. این پورت های دوگانه با لیبل DVI-I مشخص
می شوند. برخی هم قابلیت لینک دوگانه را دارند که امکان پخش تصاویر HD بر
روی تلویزیون و نمایشگرها را فراهم می کنند.
داستان پورت ها
پورت USB
چه کارایی دارد:
اگر تلویزیون شما دارای پورت یو اس بی باشد، تکنسین های شرکت خدمات دهنده
معمولا از آن برای آپدیت و رفع نواقص نرم افزاری دستگاه استفاده می کنند.
معمولا هم در کنار آن عبارت Service را می توانید ببینید. البته تلویزیون
های جدید و اسمارت تی وی ها به شما این امکان را می دهند که از طریق پورت
USB، هارد دیسک یا فلش درایو حاوی فایل های صوتی و تصویری را به تلویزیون
وصل کنید و به تماشا بنشینید یا به شنیدن آنها بپردازید.
کاربرد جالب:
اگر زیاد از پورت یو اس بی تلویزیون تان برای پخش فیلم یا آهنگ استفاده نمی
کنید، پس چرا یک شارژر USB دم دستی راه نمی اندازید. به راحتی با استفاده
از این پورت می توانید دستگاه های مختلف، از قبیل تلفن همراه، تبلت و حتی
دسته کنترل کنسول بازی تان را شارژ کنید. البته تنها نکته باقی مانده این
است که همه تلویزیون ها توان کافی برای شارژ هر دستگاهی را از طریق این
پورت فراهم نمی کنند. پس همین امروز امتحان کنید و لیستی از ابزارهایی را
که می توانند با تلویزیون شارژ شوند، آماده کنید.
پورت کامپوزیت (Composite)
چه کارایی دارد:
این پورت برای دریافت سیگنال صوتی استریو و سیگنال تصویر استاندارد SD توسط
کابل کامپوزیت است. پورت کامپوزیت سال های زیادی است که استفاده می شود و
تقریبا هر دستگاهی را با استفاده از آن می توان به تلویزیون متصل کرد.
کاربرد جالب:
علی رغم اینکه دوربین های فیلمبرداری انواع فراوانی از پورت های خروجی را
دارند، اما همه آنها معمولا یک خروجی کامپوزیت در اختیارتان می گذارند. اگر
درون جعبه یا کیف دوربین فیلمبرداری یا عکاسی تان را نگاهی بیاندازید،
حتما آداپتور ویدیوی آن را می یابید. این آداپتور یک کابل نسبتا ساده است
که یک سمت آن شبیه جک هدفون 3.5 میلیمتری بوده و به دوربین وصل می شود.
انتهای دیگر کابل هم دو خروجی زرد و مشکی RCA برای اتصال به تلویزیون دارد.
حال به جای اینکه دوستان تان را در میهمانی بعدی با کلیپ های تکراری خسته
کنید، می توانید برای آنها یک برنامه ویدیویی زنده روی تلویزیون ترتیب دهید
که تمام لحظات و بخش های میهمانی و جشن را به صورت مستقیم پخش می کند. یا
اینکه با استفاده از یک دوربین و کمی حوصله می توانید یک سیستم دوربین
امنیتی مناسب برای خانه یا اتاق خودتان راه اندازی کنید. اگر هم تلویزیون
شما پورت خروجی ویدیو داشته باشد، هنگامی که منزل نیستید این تصاویر بر روی
نوار ویدیو یا سی دی ضبط خواهند شد.
پورت Component
چه کارایی دارد:
پورت کامپوننت در ابتدا اولین گزینه مطرح شده برای ارسال سیگنال های کیفیت
بالای HD بود. همانند کامپوزیت این پورت هم از کابل های RCA استفاده می
کند. تفاوت این دو چیست؟ در اینجا شما دو ورودی صدا و سه ورودی تصویر در
اختیار دارید.
کاربرد جالب:
اگر برای سرگرمی و بازی از کنسول نینتندو Wii استفاده می کنید، احتمالا
حسابی از کیفیت استاندارد یا SD تصویر آن شاکی هستید و راهی برای بهبود
تصویر هم ندارید. خب نظرتان چیست که بدون هیچ ارتقاء خاص و مهمی در کنسول
بازی تان، کیفیت تصاویر آن را بهبود ببخشیم؟ شما می توانید به جای وصل کردن
کنسول نینتندوی خود به پورت کامپوزیت، برای اتصال آن از کابل و پورت
کامپوننت بهره ببرید و با همین کار، ساده بهبود چشم گیر و شگفت انگیزی در
کیفیت تصویر و میزان رنگ بازی های تان داشته باشید. این هک کوچک با دستگاه
های قدیمی تر، همچون پلی استیشن 2 هم به خوبی جواب می دهد.
پورت VGA و DVI
چه کارایی دارد:
برای اتصال منابع تصویری VGA یا DVI به تلویزیون به کار می رود. البته در
بسیاری از تلویزیون ها این دو پورت با PC علامت گذاری شده اند، زیرا اغلب
برای اتصال کامپیوتر یا لپ تاپ به تلویزیون کاربرد دارند. بسیاری اوقات،
کابل مورد استفاده برای این کار یک جک استریوی 3.5 میلیمتری هم به همراه
دارد که علاوه بر تصویر، صدا را هم از طریق پورت 3.5 میلیمتری استریو به
تلویزیون برساند.
کاربرد جالب:
همین که بتوانید از تلویزیون تان به عنوان مانیتور غول پیکر و عریض
کامپیوتر استفاده کنید به اندازه کافی جذاب نیست؟ هنگامی که می خواهید
ویدیوها و کلیپ های جالب روی لپ تاپ تان را از طریق صفحه بزرگ تلویزیون
هایی که ورودی USB ندارند، به صورت گروهی تماشا کنید، یک کابل DVI یا VGA
می تواند کمک خوبی باشد. یا اینکه کامپیوتر قدیمی تان را می توانید به
تلویزیون چهل و چند اینچ تان وصل کرده و یک کنسول بازی جذاب و کارآمد راه
اندازی کنید.
پورت Optical Audio / Digital Audio / TOSLINK
چه کارایی دارد:
یک کابل TOSLINK که شاید بیشتر با نام کابل صوتی نوری یا optical audio
شناخته می شود، اطلاعات را از طریق نور قرمز منتقل می کند. این کابل برای
انتقال صدای دیجیتال بی عیب و نقصی به کار می رود که دیگر مشکل افت کیفیت
عادی کابل های معمولی آنالوگ را ندارد. این ورودی معمولا همراه با ورودی
HDMI مورد استفاده قرار می گیرد تا در کنار کیفیت تصویر HD، صدای دیجیتال
بسیار واضحی را هم در اختیار داشته باشید. خروجی صدای دیجیتال تلویزیون هم
می تواند صدای دیجیتال را برای رسیور مرکزی سینما خانگی تان ارسال کند تا
میان اسپیکرهای موجود تقسیم شود.
کاربرد جالب:
کاربرد جالب پورت optical audio همان optical audio است. این پورت صدای
شفاف تری را برای تان فراهم می کند. زیرا تقریبا هیچ نویز و نوسان بیرونی
همانند کابل معمولی، روی آن تاثیری نمی گذارد و صدای اضافی تولید نمی شود.
اگر تنها به دنبال پخش صدا از طریق سیستم سینمای خانگی هستید و دستگاه های
تان از optical audio پشتیبانی می کنند، در استفاده از آن شک نکنید. در
برخی لپ تاپ ها هم می توانید با استفاده از کابل mini-TOSLINK به جای کابل
صدای معمولی، انتقال صدا به سینمای خانگی یا تلویزیون را به صورت دیجیتال
انجام دهید.
پورت خروجی ویدیو یا Video Out
چه کارایی دارد:
پورت خروجی ویدیو (و خروجی صدا اگر بر روی تلویزیون شما باشد) معمولا به
صورت یک پورت کامپیوزیت است و برای ارسال محتوای تلویزیونی به ابزارهای
دیگر برای ضبط و نگهداری یا انتقال است.
کاربرد جالب:
مهمترین کاربرد این پورت می تواند این باشد که می توانید هر چیزی را که بر
روی صفحه تلویزیون می بینید، به ابزارهای ضبط و رکورد ارسال کنید. اگر بر
روی کامپیوترتان کارت ویدیو یا کپچر دارید، می توانید به ضبط برنامه های
تلویزیون بپردازید. یا اینکه بدون خرید یک تلویزیون تازه و تنها با ارسال
تصاویر تلویزیون به مانیتور کامپیوتر قدیمی تان می توانید در اتاق خواب یا
آشپزخانه هم به تماشای برنامه تلویزیونی مورد علاقه تان بپردازید. یا
همانطور که قبل از این درباره ورودی کامپوزیت صحبت کردیم، بعد از راه
اندازی دوربین امنیتی دست سازتان، می توانید تصاویر را با این پورت به یک
دستگاه ضبط کننده منتقل کنید.
مطالب مرتبط:
چند تا سیم دارید؟ راهنمای تصویری آشنایی با انواع کابل
راهنمای نارنجی: نصب و راه اندازی سینمای خانگی
برچسبها: اچ دی ام آی, تلویزیون, دی وی آی, دیجیتال
تاچ اسکرین چیست؟ این پرسشی ست که به رغم پاسخ ساده ای که برای آن در نگاه اول وجود دارد در عمل با تعابیر گوناگون و متنوعی روبرو می گردد که به تکنولوژِی های متفاوت در ساخت صفحات لمسی باز می گردد. در مقاله پیش رو، قصد داریم تا با نگاهی به تکنولوژی Touch Screen به معرفی روش های مختلف ساخت صفحه نمایش های لمسی با تکیه بر نمونه های موبایلی بپردازیم. با ما همراه شوید.
فناوری که امروزه ما آن را به نام Touch
Screen و یا صفحه نمایش های لمسی می شناسیم نخستین بار در سال 1971 و در
مرکز تحقیقات دانشگاه کنتاکی آمریکا پا در عرصه وجود گذاشت جائیکه دکتر
Samuel Hurst در جریان کار بروی رساله های پایان نامه دانشجویان این مرکز
بعلت عملیات وقت گیری که بررسی داده های مختلف به همراه داشت با اختراع
اولین حس گر لمسی به روش ساده تری برای ورود اطلاعات دست یافت این حس گر که
دکتر هرست آن را Elograph نامید (Electronics Graphics) به مانند نمونه
های امروزی شفاف و حساس نبود ولی بعدها پایه ای برای تاسیس شرکتی تحت نام
Elographics برای کار بروی این تکنولوژی نوظهور گردید. سه سال بعد نمونه
شفاف این تکنولوژی در سال 1974 ارائه شد و در سال 1977 شرکت Elographics
موفق به ساخت نمونه شفاف مقاومتی پنج سیمه (5-Wire resistive) شد که تا به
امروز نیز یکی از کارامد ترین روش های ساخت صفحه نمایش های لمسی به حساب می
آید.
در مجموع سه روش مشخص برای ساخت صفحات لمسی وجود دارد که در یک
نگاه گذرا عبارتند از صفحات لمسی مقاومتی، صفحات خازنی و نمونه های مبتنی
بر اشعه مادون قرمز که در ادامه به بررسی هر کدام از این سه روش می
پردازیم:
1-صفحه نمایش های لمسی مقاومتی: این روش ساخت که با نام صفحات فشاری نیز شناخته می شوند گسترده ترین نوع صفحات لمسی هستند که از تکنولوژِی ساخت ساده تر و در نتیجه ارزان تری نسبت به رقبا برخوردار بوده و بیش از همه در نمونه های مبتنی بر ویندوز موبایل (همانند HTC Touch Diamond و یا HTC TyTNΙΙ) دیده می شود.
تکنولوژی ساخت این گونه صفحه نمایش ها شامل سه روش می شود که عبارتند از نمونه های چهار سیمه، پنج سیمه و هشت سیمه که نمونه 5 سیمه آن از دیگر موارد کاربرد بیشتر و گسترده تری دارد در این روش گذشته از لایه های حفاظتی و خش گیر صفحه نمایش، از سه لایه مختلف برای اجرای عملیات استفاده می شود بطوریکه دو لایه حاوی جریان الکتریکی یکی در رو و دیگری در زیر جای گرفته است و در میان این دو نیز لایه اضافه دیگری دیده می شود که بروی این لایه میانی قطعات پلاستیکی نقطه نقطه ای در فواصل معین جای گرفته اند که مانع از تماس دو لایه روئی و زیری در مواقعی که تماسی صورت نگرفته است می شوند اما در هنگام لمس شدن صفحه نمایش بعلت فشار وارده بر صفحات دو لایه روئی و زیرین بهم می چسبند که با چسبیدن این دولایه به یکدیگر، بعلت باردار بودن هر دو لایه، مداری الکتریکی بسته می شود که با محاسبه میزان بار الکتریکی جریان یافته بین صفحات به راحتی می توان محل دقیق تماس را در آن بدست آورد. این روش ساده و موثر اما در عین حال چند مشکل کوچک و بزرگ نیز دارد که از آن میان می توان به عدم امکان لمس چندین نقطه در یک زمان، کاهش نور ارسالی صفحه نمایش به 85 درصد میزان واقعی و خش پذیری سریع آن اشاره کرد. سادگی، کاهش هزینه ها و امکان فشردن صفحه نمایش با هر وسیله دلخواه از نقاط قوت این فناوری هستند. این صفحات در برابر آب و گرد و خاک مقاوم بوده و عمر مفیدی در حدود 35 میلیون کلیک دارند
2-صفحه نمایش های خازنی یا الکترواستاتیک: اینگونه صفحه نمایش ها که حیات دوباره خود را مدیون سوپر استار فوق محبوبی چون Apple iPhone می دانند از تکنولوژی پیشرفه تر و درنتیجه کاملا گرانتری در قیاس با روش قبلی برخوردارند که بر این اساس نشان آنها را تنها در نمونه های گرانقیمت بازار می توان پیدا کرد. در مجموع تاکنون دو روش مختلف در ساخت این فناوری ارائه شده است که شامل انواع Multi Touch و نمونه های فاقد آن می باشد که از آن میان محبوب ترین موارد حاضر در دسته اول شامل Apple iPhone و iPod Touch بوده و از مدل های ساده این فناوری نیز می توان به LG Prada اشاره کرد.
در ساخت اینگونه صفحات بر خلاف دسته اول تنها از یک لایه استفاده شده است که این لایه بطور کامل از مواد هادی جریان الکتریکی پوشانده شده (عمدتا اکسید ایندیوم) و جریان الکتریکی مستمر و دائمی در آن برقرار می باشد و درهنگام تماس دست با این صفحه نمایش بعلت وجود بار الکتریکی در بدن انسان تغییر مشخص و مشهودی در جریان این لایه بوجود آمده و این همان نکته ای ست که برای تشخیص دقیق نقطه تماس مورد استفاده قرار می گیرد. از نقاط مثبت این فناوری می توان به امکان لمس بیش از یک تقطه در یک زمان، مقاومت در برابر خش، رطوبت و گرد و خاک، عمر بسیار طولانی (225 میلیون کلیک) و امکان عبور درصد بیشتری از نور تولید شده (در حدود 92 درصد) اشاره کرد اما در سوی مقابل مشکلات پیش روی این فناوری عبارت است از هزینه بالای تولید و اجبار در تماس مستقیم دست با صفحه نمایش (حتی بدون دستکش).
3-صفحات لمسی بر پایه تکنولوژِی مادون قرمز: این تکنولوژی بعلت گرانی بیش از اندازه نسبت به سایرین بسیار کمیاب تر است و اصولا نشان آنها را تنها در اجزای لمسی همانند کلیدهای لمسی می توان پیدا کرد و تقریبا نمونه ای وجود ندارد که از این فناوری در ساخت صفحه نمایش استفاده کند. دو شیوه ساخت در این فناوری عبارتند از سنسور حرارتی و حس گر نوری که از بنیان با یکدیگر متفاوتند. در تکنولوژی حرارتی که نمونه آن را در مدل هایی U600 از سامسونگ و K850 از سونی اریکسون می توان پیدا کرد، مبنای حس شدن کلیدها میزان حرارتی ست که جسم برقرار کننده تماس (مانند انگشت دست) تولید می کند که از همین ابتدا بزرگترین مشکل اینگونه کلیدها مشخص می شود بطوریکه اگر با دست سرد اینگونه کلیدها را بفشارید اتفاق خاصی نمی افتد. دومین شیوه اجرای این فناوری یعنی حس گر نوری که تنها نمونه حال حاضر آن را در محصولی تحت نام N2 از شرکت Neonode می توان پیدا کرد بر این مبنا عمل می کند که در محل تماس سنسوری قرار گرفته است که دائما در حال ارسال اشعه مادون قرمز که برای چشم انسان قابل رویت نیست بوده و بدین ترتیب با حس کردن این قسمت توسط هر شی ء دلخواه بدلیل قطع شدن ارسال موج (چیز شبیه دزدگیرهای نوری که در فیلم های پلیسی دیده می شود)، دستگاه متوجه تماس می گردد. این روش همانطور که می توانید حدس بزنید گرانترین نوع اجرای فناوری لمسی بوده و به همین علت بسیار به ندرت استفاده می شود. بزرگترین حسن این روش در عمر بالای آن (عملا بیش از هفت سال) و عدم تاثیر در روشنای صفحه نمایش است و مشکلات پیش روی آن بجز عدم امکان لمس بیش از یک نقطه در یک زمان، تاثیر پذیری و کاهش کیفیت آن در نور شدید می باشد.
منبع انگلیسی:
http://www.phonearena.com/htmls/Article-Touchscreen-technologies-in-phones-article-a_3067.html
برچسبها: Touch screen
تا بحال برایتان پیش آمده است که در حین صحبت با تلفن همراه ناگهان دستگاه خاموش شود؟ علت از کجاست؟ مطمئنا اولین چیز باتریست. با وجود چندین سال از اختراع و بهبود کیفیت باتریها هنوز هم سطح رضایت از باتریها به حد ایده آل نرسیده است؟ تلاش های بسیاری در راه بهبود کیفیت باتریها در حال انجام است اما یکی از این روش ها بکلی با بقیه متفاوت است. اگر به شما بگویند که در آینده باتریی بوجود می آید که هیچگاه احتیاج به شارژ ندارد چه فکر می کنید ؟ حال اگر بشما بگویند که هم اینک این باتری در حال طی کردن آخرین روزهای تحقیقاتی خود است چه؟
نام این باتری بتا باتری است که توانائی تامین انرژی را برای سالهای طولانی دارد. این تکنولوژی در حال حاضر تنها در مورد صنایع حیاتی نظیر شبکه های حسگر و مونیتور کننده ارتباطی میان ماهواره و زمین بکار می رود و در کل کاربرد اصلی آن در جاهائی است که دسترسی به آنها سخت و یا غیر ممکن است و در عین حال تداوم انرژی نیز در آنها حیاتی می باشد (مثل همان ماهواره ها).

بتا باتری بر اساس واکنشهای شیمیائی کار نمی کند بلکه روش کار آن بر فروپاشی ایزوتوپ هیدروژن بنام تریتیوم استوار است و این پرتاب مداوم الکترون ها کلید اصلی عمر این باتری است جائیکه نیمه عمر تریتیوم در حدود 12.3 سال است و این بدان معنی است که پس از گذشت 12 سال تازه مقدار انرژی باتری نصف مقدار اولیه خود شده است ! و پس از گذشت 40 سال میزان انرژی باتری 10/1 مقدار اولیه خود است که این مقدار بسیار بیشتر از مقادیر باتریهای کنونی است. در عین حال محققان در حال طراحی های جدیدی هستند که در آن این نوع باتری ها به حرارت و سرما مقاوم گردند . شاید در سالهای آینده باتریهای موبایلها و لپ تاپ برای یک سال تمام شارژ داشته باشند.
۱۰- اشتراک طرح روی لباس بصورت بی سیم:
تحقیقاتی
در دانشگاه ام آی تی در حال انجام است که بر طبق آن تمامی اجزاء و الگوهای
موجود بروی یک لباس و یا هر پوشش دیگر بتواند بصورت بیسیم به اشتراک
گذاشته شود. هدف این طرح که با نام "اوربن هرمس" معروف است گرفتن طرح و
ایده بصورت آنلاین و بکار بردن آنها در مدهای متفاوت است.
تکنولوژی این گونه لباسها بر پایه طراحی لباسهای با فناوری "او ال ای دی" است که تصویری دیجیتالی را نمایش داده و مطابق خواسته شخص تغییر داده خواهند شد . همچنین این لباسها می توانند تصاویر خود را با دیگران به اشتراک بگذارند علاوه بر اینها هر لباسی دارای تنظیماتی است که می تواند این به اشتراک گذاشتن را محدود نماید.

درحالیکه این ایده ، تکنولوژی جدیدی نیست دانشمندان این دانشگاه درحال کار کردن بروی وسیله ای هستند که همانند یک نمایشگر قابل نصب بروی کیف دستی بوده و صفحه نمایش آن از فضای پلاستیکی بروی کیف قابل نمایش است و از تکنولوژی بلوتوث و امواج مادون قرمز برای انتقال اطلاعات استفاده می کند.

اولین
کاربری یک تبلت فارغ از ابعاد و سایز صفحه نمایش بدون شک ارتباط با شبکه
اینترنت و برطرف ساختن نیازهای آنلاین کاربران در قالب صفحه نمایشی نسبتا
بزرگ و بدون نیاز به استفاده از لپ تاپ های حجیم و دست و پاگیر است در این
نوع استفاده بعلت نیاز به خواندن بدون مشکل محتوای صفحات اینترنتی، سایز و
کیفیت صفحه نمایش حرف اول و آخر را انتخاب یک مدل مناسب می زنند و طبیعتا
هرچه با ابعاد بزرگتری روبرو باشیم نیاز کمتری برای زوم در محتوا و اسکرول
کردن صفحه خواهیم داشت. نکته مهم دیگر در این قسمت که بطور کامل به ساختار
سیستم عامل تبلت ارتباط پیدا می کند مرورگر اینترنتی و المان های مورد
پشتیبانی در این نرم افزار است. پشتیبانی نشدن برخی از فرمت های مهم در
دنیای وب که از جمله خبرسازترین آنها می توان به حذف فرمت فلش در تمامی
وسائل ساخت شرکت Apple و از همه مهمتر iPad اشاره نمود نمونه ای از اهمیت
این مبحث در رده تبلت هاست. از جمله دیگر موارد قابل اشاره در این قسمت
علاوه بر کیفیت، وضوح و نوع فناوری لمسی بکار گرفته در صفحه نمایش باید به
گزینه های ارتباطی دستگاه و برنامه پذیری سیستم عامل تبلت اشاره کرد. سایز
بهینه صفحه نمایش برای این نوع استفاده از 7 تا 10 اینچ است هرچند که بزرگ
شدن دستگاه و طبیعتا افزایش چشمگیر وزن آن بعنوان نکته ای منفی در این قسمت
قلمداد می شود.
پس
از مسئله اینترنت و برطرف ساختن امور آنلاین، دومین استفاده متصور برای یک
تبلت بحث کتاب های الکترونیکی و بکارگیری این دستگاه بعنوان یک eBook
Reader با صفحه نمایش رنگی ست جائیکه علیرغم کیفیت پائین تر صفحه نمایش یک
تبلت از لحاظ کنتراست، بازتابش نور و عملکرد در محیط های خارجی در مقایسه
با eBook Reader های حرفه ای در عوض در این وسیله جذاب نه تنها خبری از
محدودیت های فراوان eBook Reader ها همچون عدم پشتیبانی از همه زبان های
نوشتاری، عدم امکان زوم در محتوا در اکثر متون غیر لاتین و تاخیر در حین
حرکت در میان صفحه ها وجود ندارد بلکه از همه مهمتر جذابیت خواندن کتاب در
یک صفحه نمایش رنگی با کیفیت نکته ای نیست که به این زودی ها بتوان در قالب
یک eBook Reader پیدا نمود. اصلی ترین نکته قابل اشاره در این مبحث بدون
شک به صفحه نمایش تعلق دارد نکته ای که این بار علاوه بر سایز به وضوح و
کیفیت پنل نیز بستگی دارد. البته صفحه نمایش تنها بخشی از این ماجراست و
برخی موارد نرم افزاری همچون Application های اختصاصی حاضر در برخی تبلت ها
برای دسترسی به عناوین آنلاین و دسته بندی کتاب های حاضر در حافظه داخلی
دستگاه از جمله دیگر موارد با اهمیت در این قسمت است. از جمله نمونه های
این بخش می توان به اپلیکشن iBook اپل و کتابخانه همراه شرکت سامسونگ
در Galaxy Tab اشاره کرد که تمرکز اولی بیشتر بروی فروش آنلاین کتاب و
دومی با بومی گرائی به دسترسی آسان کاربران ایرانی به کتاب های فارسی و
نشریات آنلاین قرار گرفته است.
در
سومین پله از کارکردهای وسیله جذابی به نام تبلت به مبحث شیرین بازی های
پیشرفته با گرافیک بالا می رسیم. این قسمت که پیش از این بعلت محدودیت های
سخت افزاری گجت های همراه در هر دو بخش پردازشی و گرافیکی پیشرفت چندانی را
به نسبت همتایان دسک تاپی خود تجربه نکرده بود این روزها به مدد
پردازشگرهای قدرتمند موبایلی و چیپ ست های گرافیکی توانمندی که پهلو به
پهلوی نمونه های حاضر در PC ها می زنند به چنان پیشرفتی دست یافته که نه
تنها کاربران رده بازی بلکه طراحان و سازندگان تبلت ها نیز حساب ویزه ای
بروی این قابلیت جدید باز نموده اند. مهمترین نکات در بخش بازی قبل از انکه
به صفحه نمایش دستگاه بپردازیم مطمئنا پردازنده دستگاه و چیپ ست گرافیکی
آن هستند دو عضوی که امکان اجرای صحیح و روان بازی با وضوح مطلوب بروی صفحه
نمایش دستگاه را می دهند. از با کیفیت ترین نمونه ها در بخش پردازش تک
هسته ای و مبتنی بر چیپ ست ARM Cortex-A8 باید به Samsung Hummingbird و
Apple A4 اشاره کرد که دومی در حقیقت چینش نزدیکی از همان چیپ ست سامسونگی
ست. در کنار این دو قدرتمندترین پردازشگر گرافیکی در غیاب مدل های جدید دو
هسته ای متعلق به چیپ ست PowerVR SGX540 است که بعنوان مثال در Galaxy Tab
سامسونگ دیده می شود. المان های کیفیت سنجی صفحه نمایش دستگاه در بخش بازی
به کنتراست، زاویه دید و شاید از همه مهمتر به زمان پاسخگوئی پنل ارتباط
داشته باشد که مخصوصا تاثیر این آخری و پرهیز از پدیده نامطلوب Ghosting در
اجرای صحیح و با کیفیت یک بازی پر حرکت و اکشن کاملا چشمگیر است. در این
قسمت برخلاف دو بخش قبلی افزایش ابعاد صفحه نمایش بدون در نظر گرفتن عامل
وزن مهمترین نکته ایجاد اختلاف و برتری مدل های مختلف نسبت به یکدیگر است
جائیکه بزرگی هرچه بیشتر ابعاد صفحه نمایش برای کاربر رده بازی مطمئنا از
اهمیت بسیار بالاتری نسبت به وزن زیاد ناشی از این افزایش ابعاد دارد.
مولتی تاچ بودن صفحه نمایش، سنسورهای حرکتی شتاب سنج و ژیروسکوپ، حافظه
داخلی قابل ارتقا، دوام قابل قبول باتزی، خروجی TV و بلاخره سیستم عامل
انعطاف پذیر برای نصب بازی های جدید و پیشرفته از دیگر نکاتی ست که در
کاربری بازی برای تبلت ها می بایست مد نظر قرار بگیرد.
پخش
ویدئو از دیگر موارد کاربری معمول برای تبلت هاست در این رده بعلت سایز
مناسب و امکان جابجائی آسان تبلت ها، غالبا از این ابزار برای تماشای ویدئو
استفاده می شود. در این نوع استفاده نیز مطمئنا صفحه نمایش نقش بسیار پر
رنگ تری نسبت به سایر موارد ایفا می کند. دو عامل اصلی سنجش کیفیت صفحه
نمایش در حین پخش ویدئو میزان کنتراست و بخصوص زاویه دید افقی دستگاه است
عواملی که تاثیر مثبت یا منفی مشهودی بروی تعداد استفاده کننده گان همزمان
از یک تبلت در حین پخش ویدئو دارد. حافظه داخلی بالای دستگاه دیگر نکته مهم
در این قسمت است جائیکه سه سایز 16، 32 و 64 گیگابایت استاندارد نانوشته
این کلاس را تشکیل می دهند. نقش پلیر پخش ویدئو و فرمت های مورد پشتیبانی
توسط آن را نیز نباید از یاد برد علاوه بر این حداکثر وضوح در حین پخش
ویدئو نیز از اهمیت بسیار بالائی برخوردار است که درج عنوان Full HD در این
قسمت معیار ساده ای برای سنجش کیفیت و توانائی پردازنده دستگاه و پلیر پخش
ویدئو قلمداد می شود. در این زمینه عناوین متعدد و فراوانی مخصوصا از جمع
مدل های دو هسته ای متعددی که اغلب در نمایشگاه CES
ارائه شدند به چشم می خورد که همگی کیفیت مناسب و مطلوبی را در این قابلیت
پر طرفدار ارائه می دهند و از آن جمله می توان به P7100 Galaxy Tab 10.1
از سامسونگ و محصول کاملا جدید اپل یعنی iPad 2 اشاره کرد. از نسل تک هسته
ای تبلت ها نیز Galaxy Tab سامسونگ با ابعاد مناسب و قابل حمل، پشتیبانی از
وضوح Full HD، پلیر ویدئویی با فرمت های متعدد و دوام 7 ساعته باتری از
جمله نمونه های مناسب تلقی می شود. خروجی TV به فرم معمول و بخصوص HDMI
شرایط ایده آلی را برای انتقال صوت و تصویر به تلویزیون های HD فراهم می
آورد این خروجی در اغلب مدل های دو هسته ای بروی خود دستگاه و یا از طریق
تبدیل جداگانه ای قابل دسترسی ست.
از
دیگر موارد متفرقه کاربری تبلت ها به ترتیب اهمیت می توان به مسیریابی با
کمک چیپ ست GPS، ویرایش و ایجاد متون از طریق بسته های نرم افزاری مرتبط با
مایکروسافت آفیس، ساخت و ویرایش تصاویر با کمک ادیتورهای فیلم و عکس و
بلاخره اشتراک گذاری اتصالات پر سرعت اینترنت از طریق وای فای اشاره کرد.
برچسبها: تبلت
شاید به سختی بتوان میان چندین و چند کارکرد مختلف N95
، قابلیت برقراری تماس را هم ذکر کرد! اگر شما هم مثل خیلی ها به متفاوت
بودن آنچنان اهمیت میدهید که حاضرید به خاطرش چیزی در حدود یک میلیون تومان بپردازید ادامه این مطلب کاملا برای شما نوشته شده است.

در حال حاضر N95 مجهزترین گوشی نوکیا و
شاید مجهزترین گوشی دنیا باشد: یک دوربین 5 مگاپیکسلی مجهز به لنز کارل
زایس ، GPS (ردیاب ماهواره ای) بهمراه نقشه بیش از 100 کشور جهان،شیوه
کاملا متفاوت باز و یسته شدن (کشوئی از هر دو طرف) ، حافظه داخلی بالا و
چندین و چند خصوصیت دیگر، N95 را در صدر بزرگان این صنعت قرار داده است.
نوکیا
این گوشی را در نمایشگاهی در نیویورک در سپتامبر 2006 به نمایش عمومی
گذاشت و در آن موقع این گوشی نزدیک 550 یورو قیمت گذاری گردید ولی به علت
تقاضای بالای بازار، این قیمت دیری نپائید و بسیار بالاتر معامله شد.
شاید
شما هم مثل من از روی عکس هائی که از این گوشی منتشر شده است ابعاد نسبتا
بزرگی را برای آن تخمین زده اید ولی اگر آن را از نزدیک ببینید مطمئنا به
زیبایی طراحی این گوشی پی خواهید برد جائیکه بین امکانات این گوشی و طراحی
آن تناسبی کامل برقرار است.
ابعاد آن 21×53×99 میلیمتر و وزن آن 120
گرم است که بسیار برای این همه امکانات بهینه است.(به این نکته توجه کنید
که مثلا گوشی محبوب N80 دارای وزنی معادل 134 گرم بوده و 5 میلیمتر از N95
ضخیم تر است و درکل تنها گوشی سری هوشمند نوکیا که از Symbian 9.1 استفاده
کرده و از N95 ظریف تر و سبک تر است N73 میباشد) .
رویه گوشی را صفحه
نمایش بزرگ 2.6 اینچی(با 16 میلیون رنگ) احاطه کرده است که مقداری نیز در
درون گوشی فرو رفته است و این مانع از خراشیدگی صفحه نمایش در هنگام به پشت
قرار گرفتن گوشی مثلا روی میز میشود . در بالای صفحه نمایش یک گیرنده با
شبکه شبکه های فلزی، یک سنسور نور جهت تطبیق نور محیط با نور صفحه نمایش و
یک دوربین VGA جهت برقراری تماسهای ویدئویی تعبیه شده است. در زیر صفحه
نمایش، کلید های کاربردی گوشی واقع شده است که دارای روکشی از فلز کروم
بوده و کلید چهار جهته را احاطه کرده اند. بربالای گوشی هم مثل همیشه دکمه
روشن خاموش گوشی قرار دارد که نقش سوئیچ میان Profile های مختلف را نیز
برعهده دارد.

بر
بالای هر پهلوی گوشی یک عدد اسپیکر استریو وجود دارد (یکی بالا یکی پائین و
بروی هر دو تکه) که با وجود اینکه صدایی شفاف و بلند در هنگام استفاده
ایجاد میکند ولی اگر گوشی بصورت افقی قرار بگیرد یکی از بلندگو ها در بالا و
دیگری در زیر واقع میشود که این یکی از نکات منفی طراحیست.
در سمت
راست گوشی دکمه دوگانه زوم و کنترل صدا بهمراه دکمه شاتر دوربین و دکمه
دسترسی سریع به گالری عکس ها وجود دارد .در سمت دیگر گوشی پورت هدفون 3.5
میلیمتری گوشی که همانند یک سوراخ بزرگ به نظر میرسد بهمراه پورت Infrared و
اسلات کارت حافظه با پوشش لاستیکی خود قرار دارد. N95 از کارت حافظه
Micro SD استفاده میکند و در کمال تعجب هیچ کارت حافظه ای برای آن در جعبه
محتویات قرار ندارد شاید اینجا هم نوکیا سعی داشته است که هزینه ها را تا
حد امکان کم نماید و البته حافظه داخلی نسبتا بالای گوشی (160 مگابایت)
کاربران را تا مدتی از داشتن کارت حافظه بی نیاز میکند.
با اینکه کارت
حافظه گوشی از نوع Hot swap میباشد و قابلیت درآورده شدن در هنگام روشن
بودن گوشی را دارد ولی بهتر است هنگام درآوردن گوشی با انتخاب Extract
Memory Card از منوی Ringing Profile (که با فشردن دکمه روشن و خاموش در
دسترس است) تمامی برنامه های در حال اجرا از کارت حافظه را ببندیم تا مشکلی
برای کارت پیش نیاید. در قسمت زیرگوشی یک پورت Mini USB قرار دارد که درست
در کنار آن پورت همیشگی شارژر قرار دارد شارژر زیبای این گوشی یکی از
کوچکترین ها در کلاس خود میباشد .
در پشت گوشی مهم ترین چیزی که به چشم
می آید لنز دوربین N95 است که توسط یک قاب نقره ای که کمی هم از سطح گوشی
بالاتر است احاطه شده است. تنها قسمت زیرین پشت گوشی است که جدا می گردد
که با کنار رفتن آن باتری N95 ظاهر میگردد که دارای ظرفیت mAh 950 بوده و
طبق گفته های مسئولان نوکیا توانائی روشن نگاه داشتن گوشی را برای 215 ساعت
در حالت Stand-by و 240 دقیقه در حالت تماس دارد که البته نگفته پیداست که
این اعداد و ارقام در عمل غیر قابل دستیابی می باشند و باتری N95 شاید
مهمترین نقطه ضعف این گوشی باشد چونکه در یک استفاده نسبتا معمولی از این
گوشی (نه خیلی زیاد و نه خیلی کم) احتیاج به شارژ آن بصورت روزانه دارید و
اگر کمی این استفاده بیشتر هم بشود اوضاع خراب تر شده و احتیاج به شارژ
روزی دوبار دارید!
طراحی
زیبای تمامی کلید های N95 بر کارائی آن افزوده است مثلا کلیدهای روئی گوشی
در حالت بسته کاملا خوش دست بوده و براحتی مشخص میباشند. دکمه های کناری
نیز کاملا برجسته و قابل لمس و پیدا کردن می باشند.برای دسترسی به منوها از
دکمه سمت چپ دکمه چهار جهته استفاده میکنیم که اگر آن را نگه داریم لیستی
ظاهر میشود که در آن کلیه برنامه های در حال اجرا به نمایش در می آید. یکی
از مسائل نسبتا عجیب در مورد این گوشی عملکرد دکمه قرمز آن است در گذشته
های نچندان دور این دکمه جهت Minimize کردن یک برنامه کاربرد داشت کمی
جلوتر وظیفه این دکمه به بستن برنامه در حال اجرا محدود شد ولی در N95
وظیفه این دکمه چیزی ست میان این دو چون بعضی اوقات باعث Minimize شدن
برنامه و گاهی هم منجر به بستن آن میگردد!
یک مکانیزم جالب در N95
مکانیزم قفل شدن اتوماتیک صفحه کلید است جائیکه با بسته شدن گوشی، صفحه
کلید در عرض 2 ثانیه قفل میشود و اگر قبل از این زمان از صفحه کلید روئی
استفاده شود دیگر عمل قفل انجام نمیپذیرد و گرنه قفل انجام میگیرد (همانند
نوکیا N80) و این عمل بدون توجه به جهت باز و بسته شدن گوشی صورت میپذیرد.
یکی دیگر از مکانیزم های قفل N95 هنگامیست که کاور لنز دوربین آن را
میگشائیم در این حالت نیز بطور خودکار قفل صفحه کلید باز میشود و برعکس ،
با بستن کاور لنز صفحه کلید مجددا قفل میشود.
صفحه کلید رقمی گوشی نیز
با گشودن گوشی رو به بالا ظاهر میشود که شاید یکی از بزرگترین صفحه کلید
های نوکیا باشد و برجستگی های روی این صفحه، به راحتی استفاده از آنها کمک
مینماید . نور پس زمینه صفحه کلید آبی میباشد که بصورت خودکار با تاریک شدن
محیط فعال میشود وظیفه تشخیص کم شدن نور محیط برعهده یک سنسور نور است که
در کنار دوربین VGA گوشی قرار دارد.
با به پائین کشیدن گوشی دکمه های
مشکی کنترل موسیقی پدیدار میشود که کاملا هم سطح گوشی هستند و در نگاه اول
به نظر دکمه های لمسی (Touch Sensitive) میآیند درصورتیکه اینگونه نیستند و
در حقیقت این دکمه ها بصورت مکانیکی عمل کرده و با فشردنشان پلاستیک زیر
آنها کمی فرو رفته سپس بالا می آید (خدا را شکر که چهار تا بیشتر نیستند!)
نور پس زمینه این دکمه ها نیز آبی است.
صفحه نمایش N95 بزرگترین صفحه
نمایش سری N نوکیا با 16 میلیون رنگ بوده و دارای اندازه قطری 2.6 اینچ
(53×40 میلیمتر) میباشد ولی رزولوشن این صفحه نمایش نسبت به مثلا N80 بهیچ
وجه بهبود که نیافته است هیچ، کمتر هم شده است : رزولوشن نمایشگر 41×35
میلیمتری N80 برابر با 416×352 پیکسل میباشد که بهیچ عنوان نمیتوان در آن
پیکسلهای به این ریزی را تشخیص داد در حالیکه این رزولوشن برای N95 برابر
320×240 پیکسل است که اگر به دقت به صفحه نمایش توجه کنیم میتوان به راحتی
پیکسلهای تشکیل دهنده صفحه نمایش را مشاهده کرد اگرچه این واقعیت تاثیر
چندانی در استفاده روزمره از گوشی ندارد و کیفیت صفحه نمایش نسبتا در حد
قابل قبولی قرار دارد و در نور مستقیم خورشید نیز خوانائی خود را حفظ
میکند. (البته ذکر این نکته مهم است که بدانیم اگر چیزی به نام N80 وجود
نداشت یک چنین ایرادی بر N95 نمیشد گرفت چون تقریبا اکثریت قریب به اتفاق
Pocket PC ها رزولوشنی معادل N95 دارند که از این میان میتوان به گوشی های
N73 ،N93 و P990 اشاره کرد)
N95
یک گوشی چهار بانده است و این به آن معناست که توانائی کارکرد در هر چهار
فرکانس GSM (که عبارتند از 1800،900،850 و 1900 مگاهرتز) را دارد و علاوه
بر آن توانائی انتقال اطلاعات از طریق GPRS و یا EDGE را هم دارد (هورا
بلاخره ما هم GPRS دار شدیم!) که دومی به هیچ درد ما نمیخورد! علاوه بر آن
گوشی توانائی کارکرد در شبکه 3G UMTS را نیز دارد (زیاد خودتان را ناراحت
نکنید این بار هم کاری به ما ندارد) که توسط آن توانانی انتقال داده را با
سرعت MB/s 3.6 دارد که این سرویس فقط در چند کشور معدود کاربرد دارد چون در
بقیه جاها (البته بغیر از اینجا) حداکثر سرعت انتقال داده از طریق 3G
معادل MB/s1.8 است.
لازم به ذکر است که N95 توانائی کارکرد بعنوان مودم
را نیز دارد جائیکه با وصل آن به کامپیوتر برنامه همیشگی نوکیا یعنی PC
Suite همه کارها را برای شما انجام داده و شما کافیست بروی دکمه Connect To
Internet کلیک نمائید. یکی از بهترین امکانات N95 ساپورت Wi-Fi توسط آن
است که توسط آن میتوان در جاهائی که این امکان برقرار است به صورت بیسیم به
اینترنت متصل شد(این امکان از آنجا اهمیت دارد که در دنیای مدرن تقریبا
وارد هر رستوران ، کافی شاپ ، هتل ، فرودگاه، ایستگاه راه آهن و کلا هر
جائیکه تجمع وجود دارد بشوید وای فای برای شما بصورت رایگان برقرار است در
ایران بشخصه فقط یک جا را سراغ دارم که بصورت دست و پا شکسته وای فای
رایگان وجود دارد و آنهم مجتمع پایتخت است) نکته جالب و منحصر به فرد در
رابطه با Wi-Fi گوشی N95 این است که با فعال کردن گزینه ای در منوی آن
امکان جستجوی همیشگی شبکه Wi-Fi توسط گوشی مستقیما بروی صفحه حالت Stand-by
گوشی وجود دارد و تنها کاری که شما باید بکنید اتصال به این شبکه های حاضر
و آماده است.
نوکیا N95 همانند برادر های بزرگش در سری E امکان
برقراری تماس از طریق اینترنت را نیز دارد ولی چون مثل بقیه چیزها در ایران
کاربرد ندارد به آن نمیپردازیم.
پورت اتصال گوشی به کامپیوتر از نوع
Mini USB بوده و با اتصال آن به کامپیوتر چهار حالت مختلف بروی گوشی ظاهر
میشوند که عبارتند از : PC Suite ، USB، Image Print و Media Player که اگر
USB انتخاب گردد کارت حافظه گوشی بعنوان یک درایو در My Computer ظاهر
میگردد متاسفانه N95 محتویات حافظه داخلی را در اینجا به نمایش نمیگذارد.
Bluetooth
و Infrared دو امکان ارتباطی دیگر هستند که در N95 گنجانده شده نکته جالب
این است که مدتی بود که Infrared دیگر در موبایلها دیده نمیشد ولی نوکیا
ظاهرا برای تاکید بر استفاده از موبایل بعنوان ریموت کنترل این پورت را در
محصولات جدید خود مثلا در سری N بکار گرفته است و البته بصورت پیش فرض
برنامه ای جهت استفاده از Infrared بعنوان ریموت کنترل در N95 وجود ندارد.
بلوتوث
N95 نیز بسیار کارآمد است و با ساپورت A2DP امکان استفاه همزمان بیش از یک
وسیله از آن فراهم میشود مثلا میتوان همزمان از هدست استریو بلوتوث
استفاده نمود و در همان حال از بلوتوث جهت تبادل داده با کامپیوتر استفاده
کرد.
سیستم عامل N95 از نوع Symbian ورژن 9.2 بهمراه Feature Pack 1 است
که این آخری چیزی شبیه همین Service Pack خودمان است با این تفاوت که در
مورد ویندوز هر Service Pack جدید حاوی تنظیمات جدید جهت ارتقا وضع امنیتی و
کارکرد سیستم میباشد در حالیکه در مورد Symbian هر Feature Pack شامل
ابداعات و نوآوری های جدید در ظاهر و عملکرد سیستم عامل میباشد(به عبارت
ساده تر بیشترین چیزی که تغییر میکند ظاهر کار است). چندتای این تغییرات را
میتوان به اینصورت خلاصه نمود:
- تغییر Active Stand-by Mode که همان
حالت صفحه نمایش و کارکرد آن در لحظات Stand-by است که یک نمونه از
کارکردهای آن را در مورد جستجوی دائمی Wi-Fi مشاهده نمودیم.
- تغییرات
گسترده در منوی Setting مثلا در اینجا یک تنظیم جدید اضافه شده است با نام
Adjustment که از طریق آن علاوه بر تنظیم حالت Active Stand-by میتوان
Theme های مختلف را نیز بکار برد در اینجا 5 عدد Theme پیش فرض وجود دارد
که میتوان از اینترنت Theme های جدید دانلود کرد.
- یکی دیگر از این
تغییرات امکان انتخاب فونت کلی است (Global Font) که میتوان یک فونت با یک
سایز دلخواه انتخاب کرده اثر آن را در کل گوشی اعم از منوها هنگام SMS زدن و
کلا همه جا مشاهده کرد. البته تغییرات دیگری نیز در منوها صورت گرفته است
که تجربه کردن آنها شاید لذت بخش تر از صحبت کردن در رابطه با آنها باشد.
یکی
از امکانات جدید بکارگرفته شده در نوکیا N95 وجود Voice Command است که
برخلاف سایر گوشی ها در این قسمت میتوان کنترل کلیه قسمت های گوشی را با
صدا برعهده گرفت مثلا یک برنامه را صدا کرده آن را اجرا نمود یا آن را
متوقف کرد (که در هنگام رانندگی بسیار به درد میخورد). پلیر N95 از فرمت
های MP3،WAV،AMR،AAC و البته MIDI پشتیبانی میکند وهمگی آنها میتوانند نقش
زنگ گوشی را ایفا کنند صدای زنگ N95 صدای نسبتا بلندیست و ویبره آن نیز در
حد نسبتا بالائیست ولی به محض اینکه برای اولین بار گوشی تان زنگ خورد
متوجه یک نکته منفی در آن میشوید و آن هم این است که با به صدا درآمدن گوشی
صفحه نمایش نیز همزمان با آن شروع به چشمک زدن میکند و تقریبا مشخص نمیشود
که چه کسی با شما تماس گرفته است مشکلی که ظاهرا راهی برای حل کردن آن
وجود ندارد. تماس گرفته شده با شما با گشودن N95 پاسخ داده میشود ولی با
بستن آن قطع نمیشود و این یکی نیز به نظر دارای هیچ راه حلی نیست در هنگام
صحبت همچنان میتوان از امکانات دستگاه استفاده کرد مثلا میتوان نقویم را
گشود و یا مثلا مکالمه خود را ضبط کرد و بلاخره پس از چندین سال شک و شبهه !
نوکیا زمان این ضبط صدا را از یک دقیقه ناقابل به یک ساعت تبدیل کرده است و
معلوم نیست که چرا این زمان میبایست به همه چیز بستگی داشته باشد الا به
میزان حافظه خالی در دسترس.
یکی دیگر از موارد زیبای این گوشی تولید
صدای سه بعدی ست که توسط آن میتوان صدای پخش شده از اسپیکرها را بدور گوشی
چرخاند!(با انتخاب Fly) و جالب اینجاست که نه تنها اینکار به آسانی قابل
انجام است بلکه سرعت این چرخش نیز قابل تنظیم است (تکنولوژی را کف
میکنید!).

فکر
میکنم حالا نوبت آن رسیده باشدکه راجع به یکی از مهمترین امکانات این گوشی
یعنی دوربین 5 مگاپیکسلی آن صحبت بنمائیم: با پس زدن کاور آن همراه بافعال
شدن منوی عکس، لنز بینظیر کارل زایس گوشی نمایان میشود که در کنار آن یک
فلاش قوی وجود دارد(البته نه به قدرت فلاش های زنون) که متاسفانه در میان
منوهای گوشی راهی جهت ثابت نگه داشتن نور این فلاش و استفاده از آن بعنوان
چراغ قوه وجود ندارد که البته ممکن است برنامه ای جهت اینکار در اینترنت
یافت شود.
از لحظه گشودن کاور تا آماده شدن گوشی جهت عکاسی چیزی در
حدود 6 ثانیه صرف میشود که در صورت استفاده از فوکوس این زمان شاید تا 8
ثانیه هم بطول بیانجامد که کمی با نفس دوربین های موبایل که وظیفه شان
عکاسی در لحظه و فوریست، مغایرت دارد . مانند سایر دوربین های دیجیتال با
فشردن تا نیمه شاتر، عمل Auto Focus صورت گرفته و با فشردن کامل آن عکس
گرفته میشود. در اینجا چهار صدای متفاوت برای شاتر وجود دارد که قطع کردن
هرکدام مستلزم بردن گوشی به حالت Silence میباشد. در منوی عکس گوشی گزینه
هایی همانند عکاسی در شب ، پرتره ،حالت ماکرو، حالت پانوراما ، پرتره شب و
گزینه های دیگر موجود است.
فیلمبرداری N95 دارای دو گزینه است یکی با
رزولوشن 480×640 و فرمت همیشگی 3GP و دیگری با فرمت MP4 و با 30 فریم در
ثانیه که این آخری به قیمت صرف مگابایت های بیشتر است تا جائیکه هر دقیقه
این ویدئو 10 مگابایت فضا را اشغال میکند ولی در عوض کیفیت فیلم به نمایش
در آمده در حد بسیار بالائی بوده و مطمئنا در نوع خود بهترین است.
یکی
دیگر از امکانات منحصر به قرد و برتر این گوشی دارا بودن GPS داخلی ست که
موقعیت هر شخص و هر نقطه را بروی هر جای کره زمین نشان میدهد. در درون
منوها دو برنامه با GPS در ارتباطند یکی GPS Data میباشد که نسخه ساده ای
از مسیریابی ست و بدون نقشه کار میکند و سه جزء دارد که در اولی (با نام
Navigation) با اتصال به ماهواره یک قطب نما و مسیر حرکت شما به نمایش
درمیآید و اگر یک مسیر مشخص را برای خود معین کنید فاصله میان ایندو و جهت
حرکت پیشنهادی به شما نشان داده میشود ،دومی برای شما اطلاعات پایه ای
جغرافیائی مثل عرض و طول جغرافیائی، مسطح بودن مسیر ،ارتفاع و گودی یک مکان
و ... را فراهم میکند که شاید مناسب راهسازی و مشاغل مربوطه باشد و سومی
نیز اطلاعات مسیر فعلی شما را مشخص میکند مثلا مسیر طی شده توسط شما، سرعت
حرکت، زمان طی شده، حداکثرسرعت و اطلاعاتی از این دست.
برنامه دیگری که
با GPS در ارتباط است Maps نام دارد که در حقیقت نسخه ای از برنامه معروف
Smart2Go میباشد که این برنامه مدتی ست توسط نوکیا بصورت رایگان عرضه میشود
البته زیاد هم رایگان نیست چون با معین کردن مسیر حرکت بروی این برنامه
نقشه های آن میبایست از اینترنت دانلود شود و این کار رایگان نیست! که
البته این مورد درباره N95 که نقشه بیش از 100 کشور جهان را در خود دارد
آنچنان مصداق ندارد (البته همانطور که حدس میزنید ما درون این 100 کشور
نیستیم!) تنها موردی که اینجا میمیاند این است که N95 برای راهنمائی بصورت
صوتی از شما پول دریافت میکند بدین شرح: یک هفته 6.49 یورو ،یک ماهه 7.99
یورو ، یکساله 59.99 یورو و سه ساله 69.99 یورو.
بحث به درازا کشید و
از گوشی با این همه امکانات جالب و نوین چیزی بیش از این هم انتظار نمیرود
چیزی که مسلم است N95 بی رقیب ترین گوشی حال حاضر دنیاست و شاید تنها
ایرادی که بتوان بر این گوشی گرفت عمر کم باتری آن است که حتی ممکن است در
یک روز دو بار شما را مجبور به شارژ آن بنماید. از این که بگذریم نوکیا
بدون شک بهترین محصول تاریخ خود را به نمایش گذاشته است . در حوزه قیمتی
N95 بیشترین نوسانات را داشته است جائیکه در بدو ورود خود با قیمتی معادل
یک میلیون و سیصد هزار تومان به فروش میرسید و این نوسانات تا حد هشتصد
هزار تومان با گارانتی اصلی (اتصالات ایران) رسید حالا هم که گفته شده است
تمامی گوشی های داخل و خارج ایران همه رجیستر میشوند شاید با هجوم مردم به
گوشی های بدون گارانتی این قیمت پائین تر نیز برود.
.: Weblog Themes By Pichak :.






