کمپانی های زیادی را نمی توان نام برد که قادر باشند یک سمت و سوی جدید
برای کل صنعت کامپیوتر تعریف کنند. شاید بتوان 3 مورد را یاد کرد: سازندگان
پی سی با مارش نظامی مایکروسافت رژه می روند، خیلی ها از سبک طراحی اپل
تقلید می کنند و در پشت پرده نمایش، این اینتل است که بازار را با پردازنده
های قوی تر و کمپین های تبلیغات هجومی خود تحت تأثیر قرار می دهد؛ در سال
2011 اینتل به تمامی سازندگان پی سی گفت که باید جوابی درخور برای مک بوک
ایر اپل تدارک ببینند و 300 میلیون دلار به علاوه مزایای دیگر را وسط گذاشت
تا به تولیدکنندگان کمک کند طراحی های جدید را توسعه داده و بازاریابی
کنند.
نامی که اینتل برای این رده از محصول برگزید، اولترابوک بود که الزامات آن
باریکی، سرعت عمل و عمر باتری مناسب هستند. کمپانی ها به خواست اینتل گردن
نهادند و برخی از آنها هم با فروش مناسب دستگاه هایی شبه-اولترابوک که
البته الزامات در آنها به طور کامل رعایت نشده بود، به موفقیت هایی دست
یافتند.
اینک برای اولین بار پس از جوانه زدن این بذر، اینتل در حال سوق دادن مفهوم
اولترابوک به ورای آن چیزی است که از اپل الهام گرفته بود. چیپ Haswell در
اواخر 2013 از راه می رسد، اینتل امر کرده اولترابوک ها لمسی شوند، WiDi
که تکنولوژی به اشتراک گذاری بی سیم تصاویر است گسترده می شود و اینتل قول
داده که عمر باتری دستگاه های جدید کفاف یک روز کار کامل را بدهد. تازه
این، همه ماجرا نیست. "استندبای متصل" قرار است به برنامه ها امکان اتصال
به اینترنت در زمان چرت زدن دستگاه را هم بدهد.
با این ویژگی های جدیدی که ذکر شد، اینتل دارد آینده لپ تاپ های رده بالا
را زیر نظر خود به شکلی جدید در می آورد. بیایید در ادامه مطلب نگاهی داشته
باشیم به آینده ای که اینتل برای 2013 و فراتر از آن، ترسیم کرده.
عمر باتری برای تمام روز
یک دهه است که اینتل در حال کار بر روی "عمر باتری یک روزه" است. در سال
2002 گروهی برای افزایش عمر باتری کامپیوترهای همراه تشکیل شد و از آن
موقع، اینتل و شرکایش بی نهایت بار اعلام کرده اند که "به هدف رسیدیم" ولی
ما هیچ دستاوردی ندیدیم و این است که حالا به ادعاهای اینتل با دیده شک و
تردید می نگریم.
به لحاظ تکنیکی، برخی از لپ تاپ های تست شده می توانند بیش از 8 ساعت عمر
باتری پیوسته را نشان دهند ولی برخی از آنها نیازمند 24 ساعت شارژ هستند.
تازه اینها دستگاه هایی هستند با نمایشگرهای ضعیف که روشنایی کم و رزولوشن
پایینی دارند و اکثراً عمر باتری بیشتر با متصل کردن یک داک باتری حجیم به
کف آنها به دست می آید. در دنیای واقعی باید خوش شانس باشید که دستگاه سبک و
خوبی با عمر 5 یا 6 ساعت ببینید.
با این حال کرک اسکاگن از اینتل می گوید که این وضع در شرف تغییر است: «در
نسل چهارم پردازنده های Core ما بیشترین افزایش عمر باتری (از نسلی به نسل
بعد) را در تاریخ اینتل خواهیم داشت. بنابراین شما می توانید شارژر لپ تاپ
را واقعاً در خانه رها کنید. این بار واقعاً به هدف رسیده ایم.»
باید به حرف او اعتماد کنیم؟
نمایشگر لمسی
اینتل امر کرده که اولترابوک های نسل بعدی نمایشگر لمسی داشته باشند، البته
هنوز مشخص نیست مصرف کننده اصلاً بخواهد نمایشگر را لمس کند ولی به هر
حال، لپ تاپ های ویندوز 8 از این قابلیت سود زیادی خواهند برد و ویژگی
جذابی است که بی آن، در اصل ویندوز 8 سیستم عامل بی روحی به نظر می رسد.
با این حال سخت است که ادعا کنیم چون ویندوز 8 لمسی است پس افزودن قابلت
لمسی به تمام اولترابوک ها منجر به موفقیت همه جانبه خواهد شد. آقای اسکاگن
می گوید:
«رفتن به سمت نسل چهارم اولترابوک ها با الزام لمسی بودن، همانقدر که فشاری
بود از جانب اینتل، حرکتی بود از جانب کل صنعت. فروشندگان، اولترابوک ها و
تبدیل شونده های پیشرفته تر می خواهند و این، الزام لمسی شدن را پدید می
آورد زیرا دستگاه باید قابل تبدیل به یک تبلت هم باشد. در مورد
تولیدکنندگان، وقتی آنها بر سر دو راهی لمسی یا غیر لمسی بودن دستگاه قرار
می گرفتند، با مانع روبرو می شدیم. بنابراین این الزام برای آنها شفافیت و
ثبات بیشتری در بازار محصولات رده بالا ایجاد می کند.»
اسکاگن حرف های زیادی درباره ستوده شدن نمایشگرهای لمسی دارد، از جمله
بررسی هایی که با حضور 220 هزار نفر بر روی لپ تاپ های ویندوز 8 لمسی انجام
شده... ولی وقتی این پرسش مطرح می شود که چرا این الزام حالا پدید آمده،
سریع ترین پاسخی که می دهد این است: «مشخصاً ویندوز 8 بر پایه دستورات لمسی
طراحی شده و زمان طبیعی برای گرفتن این تصمیم، برهه فعلی بود.»
WiDi
نمایش بی سیم اینتل یا WiDi در سال 2010 معرفی شد تا رقیب AirPlay اپل شود
ولی این تکنولوژی اشتراک بی سیم از آن زمان چیز زیادی برای رو کردن نداشته.
شما نه تنها باید یک لپ تاپ با گرافیک و چیپ Wi-Fi اینتل می داشتید بلکه
باید 100 دلار هم برای رابط اختصاصی تلویزیون می پرداختید. خب، حالا چه
چیزی تغییر کرده؟
اسکاگن از فراگیر شدن WiDi به واسطه
marketplace
می گوید و نیز امکانات جدیدی که در صنعت بی سیم رونمایی خواهد شد؛ در
حوالی سپتامبر اینتل اعلام کرد که WiDi 3.5 پشتیبانی از وای-فای با
استاندارد
Miracast
را به همراه گیرنده های WiDi ارزان تر به بازار می آورد که این دومی
میزبان چیپی برای پخش ویدیو، موسیقی و عکس بر روی تلویزیون ها خواهد بود.
به شرطی که اینتل بتواند بدون مشکل و با کاربردی راحت این امکان را فراگیر
کند، استقبال خوبی از آن خواهد شد. چه کسی هست که ارتباط بی سیم آسان و
نمایش بر روی صفحات بزرگتر را نخواهد؟
استند بای متصل (Connected Standby)
Power Nap ویژگی دیگری از مک است که اینتل قرار است آن را به قلمروی ویندوز
بیاورد. با Power Nap برنامه های کامپیوترهای اپل امکان چک کردن ایمیل،
دانلود به روز رسانی ها و انجام برخی دیگر از کارهای اینترنتی را می بایند.
حالا اینتل با استند بای متصل آن را به اولترابوک های ویندوز 8 می آورد.
آقای اسکاگن می گود بر خلاف Power Nap که فقط با برنامه های خود اپل کار می
کند، Connected Standby به توسعه دهندگان امکان می دهد برنامه های خود را
نیز برای کار در حالت استند بای ویندوز، توسعه دهند: «حتی در سریع ترین
تبلت های امروز دنیا، مجبور هستید بعد از روشن کردن دستگاه مدتی صبر کنید
تا ایمیل ها و صفحه فیسبوک به روز شوند. اما این ویژگی جدید، به شما دسترسی
آنی را ارائه می کند.»
رزولوشن نمایشگر
آخرین مورد از نظر رئیس بخش کامپیوترهای مصرفی اینتل، رزولوشن صفحه نمایش است که یکی از مهمترین و خواستنی ترین ویژگی های کلیدی برای نسل جدید اولترابوک ها است.دلایل برای خواستن رزولوشن بالا زیاد هستند ولی وجود آن بر روی تبلت-لپ تاپ های تبدیل شونده، کار با رابط لمسی را سخت می کند. وقتی رزولوشن بالا برود، آیکون ها کوچک می شوند و در نتیجه، هم کار با رابط لمسی به وسیله انگشتان و هم مطالعه کردن، سخت می شود. وقتی هم که رزولوشن پایین باشد، کیفیت تصویر خراب می شود. پس چاره چیست؟
اینتل در CES نمونه مفهومی North Cape را به نمایش گذاشت که یک لپ تاپ تبدیل شونده با راهکاری جالب برای حل این مشکل است. نمایشگر این دستگاه 13.3 اینچی رزولوشن Full HD دارد ولی با استفاده از ویژگی Smart Frame وقتی آن را در حالت تبلت مورد استفاده قرار دهید، رزولوشن کاهش یافته و با تیره شدن حاشیه ها، اندازه نمایشگر هم به صورت مصنوعی کاهش می یابد تا مناسب کار در وضعیت تبلت باشد.
آقای اسکاگن می گوید: «ما با جامعه توسعه نرم افزار مشغول همکاری هستیم تا نرم افزار را هوشمند تر کنیم تا بفهمد که کاربر دارد در چه حالتی از دستگاه استفاده می کند. بنابراین در حالت تبلت، دکمه های لمسی و آیکون ها بزرگ تر می شوند ولی در حالتی که به صورت لپ تاپ و با کیبورد از آن استفاده می کنید، دکمه ها کوچکتر می شوند. بنابراین این برنامه قرار است بسیار هوشمند تر شود تا کاملاً بفهمد که نیازها چیست.»
برچسبها: استندبای, متصل, اولترابوک, اولترابوک لمسی

آقای بنسون لین هر چند از مذاکره با مایکروسافت سخن گفته ولی زمان دقیقی برای عرضه چنین محصولاتی ارائه نکرده. آن طور که از مصاحبه بر می آید ایسوس طرح مفهومی مشابه Padfone را نیز برای ویندوز در نظر گرفته. بنا به گفته آقای لین: «چنین طرحی برای ویندوز 8 منطقی است.»
البته در حال حاضر تولیدکنندگان باید بین دو گزینه ویندوز فون و ویندوز 8 برای تلفن های هوشمند و تبلت ها دست به انتخاب بزنند و این کار ساخت Padfone ویندوزی را سخت می کند. همان طور که می دانید Padfone ترکیبی از تلفن هوشمند و تبلت است که تلفن در پشت تبلت -به عنوان داک، قرار می گیرد و کل دستگاه تبدیل به تبلتی می شود که از سخت افزار پردازشی و سیستم عامل تلفن و باتری تبلت استفاده می کند.
استانداردهای مایکروسافت برای ویندوز فون و ویندوز 8 مشخص هستند. ما نه تلفن های 7 یا 10 اینچی دیده ایم و نه دستگاه های 4 یا 5 اینچی مبتنی بر ویندوز 8 ولی احتمالاً با عرضه ویندوز Blue این قضیه نیز دستخوش تغییر خواهد شد. گفته می شود این سیستم عامل جدید بر ارائه ویندوز 8 روی دستگاه ها و نمایشگرهای کوچکتر تمرکز دارد و به این شکل عملکرد ویندوز 8 و ویندوز فون در کنار یکدیگر را تسهیل می کند. قرار است ویندوز Blue در نیمه های 2013 رونمایی شود.
برچسبها: ایسوس, ایسوس Padfone, ویندوز 8, ویندوز بلو

اگرچه قرار است در پایان ماه جاری میلادی (۱۱ بهمن) مراسم رونمایی و معرفی رسمی سیستم عامل
بلک بری
10 شرکت Research In Motion برگزار شود، اما نشت اطلاعات و لو رفتن
محصولات آن همچنان ادامه دارد. اگر به خاطر داشته باشید، چندی پیش از لو
رفتن عکس های منتسب به
بلک بری زد ۱۰
گفتیم. اکنون علاوه بر
کاتالوگ ۳۷ صفحه ای محصولات آینده ریم
، مشخصات فنی BlackBerry Z10 هم به بیرون درز کرده است. گفته می شود این
اسمارت فون، اولین محصول مجهز به بلک بری ۱۰ است که در کنفرانس ۳۰ ژانویه
هم حضور خواهد داشت.
طبق این اطلاعات، BlackBerry Z10 از یک صفحه 4.2 اینچی با رزولوشن 1280 در
768 پیکسل، ۱۶ گیگابایت حافظه داخلی و ۲ گیگابایت رم بهره می برد. دوربین
عقب آن ۸ مگاپیکسلی با قابلیت زوم 5x و دوربین جلو آن ۲ مگاپیکسلی خواهد
بود. علاوه بر این به NFC، باتری ۱۸۰۰ میلی آمپر ساعتی و 4G LTE هم مجهز
است. پردازنده آن هم احتمالا از نوع اسنپ دراگون ساخت کوالکام است.
البته این نشت اطلاعات و لو رفتم مشخصات به همین جا ختم نشده است. بلکه یک
سایت آلمانی توانسته نمونه ای از بلک بری زد ۱۰ را به چنگ آورده و
دموی ۷ دقیقه ای برای آن آماده کند
.
برچسبها: اسمارت فون, بلک بری, بلک بری 10, بلک بری زد ۱۰

با این حال عدم درج برند و جزئیات دیگر ما را بر آن می دارد تا این طراحی را نسخه نهایی M7 که گفته می شود ماه آینده در MWC رونمایی خواهد شد ندانیم. با نمایشگر 4.7 اینچی Full HD و پردازنده 4 هسته ای 1.7 گیگاهرتزی، M7 یکی از چشمگیرترین تلفن های 2013 خواهد بود.
علاوه بر دو قسمت مشبک در بالا و پایین که قاعدتاً جای بلندگوی گوشی و میکروفون برای مکالمه هستند، دوربین جلو و سنسورهای نور و مجاورت را نیز در جلو می بینیم. تا MWC مدت زیادی باقی نمانده و به زودی خواهیم دید که HTC چه چیزی برای کنگره موبایل بارسلون آماده کرده.
برچسبها: htc, htc m7, m7, MWC
سونی آن قدر تنوع محصولات خود در بازار موبایل را گسترش داده است که سلایق
بسیاری جذب دستگاه های رنگارنگ این کمپانی قدیمی می شوند. اگر طرفدار گوشی
های مقاوم در برابر آب باشید، قطعا
بررسی Xperia Acro S
را به خاطر دارید. بسیاری از کاربران با طراحی ضخیم آن محصول مشکل داشتند
و ترجیح می دادند تا گزینه مقاومت در برابر آب را با دستگاهی ظریف تر
تجربه کنند. همان طور که گفتیم، می توانید خوشحال باشید که سونی سیاست تنوع
محصول را در پیش گرفته است.
از سه محصول شاخص معرفی شده توسط سونی در
نمایشگاه IFA
، چندی پیش
Xperia TX را مورد بررسی
قرار دادیم. این بار نیز قصد داریم تا Xperia V را از زیر ذره بین
بگذرانیم. محصولی قدرتمند که مدال مقاوت در برابر آب را نیز بر روی سینه
خود می بیند. در ادامه مطلب با ما همراه باشید.
طراحی
طراحی های سونی در محصولات اخیرش یک روال مشخص را دنبال کرده است. این موضوع در عین حال که می تواند امضایی برای کمپانی باشد، لیکن خطر یکنواختی را نیز با خود به همراه دارد. با نگاه اولی که به Xperia V بیندازید، این نکته را تصدیق خواهید کرد.
معمولا عادت کرده بودیم که نواری درخشان و یا عبارتی نورانی را در صفحه
جلوی خانواده اکسپریا و در قسمت پایینی مشاهده کنیم. اما این رسم دوست
داشتنی این بار در اکسپریا وی رعایت نشده. دکمه های لمسی نیز بر روی بدنه
قرار ندارند و سونی آن ها را به داخل صفحه نمایش انتقال داده است.
نوار فلزی که اطراف دستگاه را فرا گرفته به همراه بدنه پشتی که از پلاستیک
ساخته شده، چندان ترکیب خوبی را به وجود نیاورده اند؛ هرچند که سلیقه کاربر
در این زمینه حرف اول را خواهد زد.
تنها کلیدهایی که در اطراف گوشی پیدا خواهید کرد، دکمه های روشن/خاموش و کنترل صدا هستند که در سمت راست دستگاه تعبیه شده اند. جک ۳.۵ میلیمتری هدفون در بالا و پورت mini USB نیز در سمت چپ قرار گرفته است. هر دوی این پورت ها توسط یک درپوش محافظت می شوند. شاید فکر کنید که تعبیه درپوش برای پورتی مثل mini USB که هر روزه جهت شارژ به آن نیاز خواهید داشت، چندان مناسب نباشد. اما به هر حال این بهایی است که باید برای مقاوم بودن دستگاه در برابر آب پرداخت کنید.
اگر در پشتی دستگاه را باز کنید با باتری۱۷۵۰ میلی آمپر در ساعت مواجه می شوید که در بالای آن نیز محفظه های کارت حافظه و میکرو سیمکارت جای گرفته اند. «اکسپریا وی» وزنی برابر ۱۲۰ گرم دارد و ابعاد بدنه آن ۱۰.۷ × ۶۵ × ۱۲۹ میلیمتر است. در مجموع این محصول را می توان موبایلی خوش دست دانست که از ارگونومی خوبی نیز برخوردار است.
سخت افزار
یک بار دیگر سونی با پردازنده دو هسته ای آماده است تا بزرگان بسیاری را به زیر بکشد. این کمپانی ژاپنی با همکاری کوالکام، پردازنده MSM8960 را از خانواده Snapdragon برای اکسپریا V انتخاب کرده است. این پردازنده از معماری Krait بهره می برد و فرکانسی برابر با ۱.۵ گیگاهرتز دارد. برای بررسی عملکرد کلی این دستگاه، از بنچ مارک Quadrant کمک گرفتیم. Xperia V در این آزمایش توانست نتیجه زیر را به خود اختصاص دهد:
همان طور که مشاهده می کنید، این مدل حتی نتیجه ای به مراتب بهتر از Xperia TX کسب کرده و علاوه بر هم خانواده های خود، محصولاتی مانند گلکسی اس۳ و نکسوس ۴ را نیز پشت سر گذاشته است. اما برای بررسی تخصصی گرافیک دستگاه از بنچ مارک Nenamark 2 کمک گرفتیم. پردازنده گرافیکی Adreno 225، در این آزمایش توانست با قدرت، رکورد ۶۰ فریم در ثانیه رو به نام خود ثبت نماید :
در عمل نیز اندروید ۴، اجرایی راحت و چشم نواز دارد و دستگاه از پس اجرای
بازی هایی مانند Modern Combat 4 و NFS MostWanted به خوبی بر می آید.
اگر بخواهیم به دیگر ویژگی های سخت افزاری اکسپریا وی بپردازیم، می توانیم
به رم ۱ گیگابایت و امکاناتی مانند NFC و رادیو اشاره نماییم. حافظه داخلی
این دستگاه تنها ۸ گیگابایت است که از این میان حدود ۱.۲ گیگابایت آن نیز
به سیستم عامل و نرم افزارهای پیش فرض اختصاص داده شده است. البته شما
همیشه می توانید از طریق کارت حافظه microSD تا ۳۲ گیگابایت دیگر به حافظه
دستگاه خود اضافه نمایید.
باتری
طبق اعلام رسمی سونی، اکسپریا وی می تواند تا 7 ساعت زمان مکالمه را در
اختیار کاربر قرار دهد. ما نیز برای سنجش باتری این دستگاه از نرم افزار
AnTuTu Test کمک گرفتیم.
این نرم افزار کاربرد پردازنده را به ۱۰۰٪ می رساند، و در شرایط روشن ماندن
مداوم صفحه نمایش با بالاترین روشنایی و اتصال به وای-فای آن را می
آزماید. Xperia V موفق شد حدود ۲ ساعت دوام بیاورد. در واقع می توان گفت که
باتری این دستگاه کارکرد خوبی دارد و شما را تا انتهای یک روز شلوغ کاری،
همراهی خواهد کرد.
صفحه نمایش
از کیفیت بالای صفحات نمایش محصولات سونی گفتن، تکرار مکررات است. صفحه نمایش ۴.۳ اینچی این دستگاه از کیفیت 720×1280 پیکسل بهره می برد. به عبارت دیگر می توان گفت که ۳۴۲ پیکسل در هر اینچ این صفحه، قرار گرفته است. استقرار موتور Bravia Engine 2 در این محصول، کمک می کند تا تصاویر شفاف تر، دقیق تر و با جزییات بیشتری به چشم شما برسند. این صفحه نمایش همچنین می تواند تا ۱۰ لمس همزمان را پشتیبانی کند و توسط یک شیشه ضد خش، محافظت می شود.
دوربین
بی شک سونی یکی از بهترین دوربین های خود را در Xperia V عرضه کرده است. دوربین ۱۳ مگاپیکسلی این دستگاه با عملکرد بی نظیرش، می تواند خود را در رده بهترین ها جای دهد. در تصاویر شکار شده، رنگ ها به گرمی هرچه تمام تر به ثبت می رسند و جزییات با دقت بالایی قابل مشاهده هستند. در نور کم نیز، فلش دستگاه کارکرد خوبی دارد و عکس ها با کیفیت خوبی ثبت می شوند.
فوکوس خودکار دستگاه، قابل تحسین است. در همین رابطه باید به این نکته
اشاره کنیم که اگر تنظیمات دوربین را بر روی کیفیت کامل (۱۳ مگاپیکسل) قرار
دهید، سرعت فوکوس دستگاه تا حد محسوسی کاهش می یابد.
فیلمبرداری با کیفیت 1080p و سرعت ۳۰ فریم در ثانیه صورت می پذیرد. قابلیت
«فوکوس خودکار ادامه دار» به خوبی انجام وظیفه می کند. و به کمک ویژگی
تثبیت تصاویر نیز دیگر لازم نیست تا نگران لرزش دستان خود باشید.
سونی بر خلاف چند محصول قبلی خود، دیگر بر دکمه فیزیکی بر روی بدنه جهت ثبت
تصاویر اصرار نورزیده است. اگر به خاطر داشته باشید در بررسی های قبلی
همیشه یکی از انتقاداتی که به موبایل های سونی وارد می کردیم، عملکرد ضعیف
این دکمه بود، لذا باید اعتراف کنیم که از حذف آن در Xperia V چندان ناراحت
نشدیم.
اپلیکیشن دوربین:
در برنامه دوربین تنظیمات متعددی در اختیار کاربر قرار می گیرد. از کنترل
نور سفید گرفته تا عکس برداری با تکنولوژی HDR. ویژگی Smile Shutter به شما
این امکان را می دهد تا ثبت خودکار تصاویر را منوط به لبخند زدن سوژه های
عکاسی بکنید. در قسمت پانوراما نیز شما می توانید جهت ثبت عکسهای خود را
تعیین نمایید. اما شاید برجسته ترین ویژگی نرم افزاری دوربین اکسپریا V را
بتوان قسمت ویرایش تصاویر آن دانست. در این قسمت مجموعه کاملی از امکانات
حرفه ای جهت ویرایش عکس در اختیار کاربر قرار می گیرد، که کار کردن با آن
ها بسیار لذت بخش خواهد بود.
مقاوم در برابر آب، ضد گرد و غبار
آیا دوست دارید تا صدای خود را زیر دوش حمام ضبط نمایید؟ آیا آرزوی چک کردن
ایمیل های تان در استخر را دارید؟ Xperia V با قابلیت مقاومت در برابر آب و
گرد و غبار می تواند تمام این آرزوها را بر آورده کند. این دستگاه با
گواهینامه IP57
می تواند به مدت ۳۰ دقیقه تا عمق ۱ متری آب دوام بیاورد.
اگر بخواهیم عملکرد Acro S را با Xperia V در زیر آب مقایسه کنیم، باید
بگوییم که فرق چندانی بین این دو محصول مشاهده نخواهید کرد. اما اگر
دندانتان را برای عکاسی زیر آب تیز کرده اید، باید بگوییم که اکسپریا وی به
خاطر نداشتن دکمه فیزیکی دوربین، شما را نا امید می کند، چرا که در زیر آب
دکمه های لمسی صفحه، به هیچ وجه عملکرد مطلوبی ندارند.
نرم افزار
اندروید 4.0.4 سیستم عامل پیش فرضی است که به همراه اکسپریا وی عرضه می شود. اما طبق اعلام رسمی سونی باید تا حدود ۱ ماه دیگر اندروید ۴.۱ نیز برای این محصول ارائه شود. قبلا رابط کاربری سونی را تا حدی یکنواخت خوانده بودیم، اکنون نیز شرایط چندان عوض نشده است. اما با عرضه Firmware جدید از جانب سونی، تغییراتی به وجود آمده که می تواند در جذاب تر شدن رابط کاربری سونی تاثیر گذار باشد.
اپلیکیشن Walkman یکی از این تغییرات است. مدیریت موزیک ها به واقع در این برنامه امری لذت بخش است. رابط کاربری جذاب، تغییر اطالاعات آهنگ، امکان چیدمان پخش آهنگ ها (مانند آنچه در نسخه آخر آیتونز اضافه شده)، Equalizer و... همگی از امکاناتی هستند که نشان از تجربه بالای سونی در امر موسیقی دارند. شاید انتظار داشته باشید که همراه این اپلیکیشن فوق العاده، یک هدفون با کیفیت نیز عرضه شود؛ متاسفانه چنین نیست. در مقایسه ای که با هدفون های اپل انجام دادیم، متوجه شدیم که سونی اگر می خواهد تجربه ای به یاد ماندنی در زمینه موسیقی برای کاربران رقم زند، باید به فکر هدفون های قوی تری باشد.
یکی از دیگر از ویژگی های نرم افزاری که می توان به آن پرداخت، اپلیکیشن
Smart Connect است. در این برنامه شما می توانید عملکردهای خودکاری را در
شرایط مختلف، برای دستگاه خود تعریف نمایید. برای مثال می توانید تعیین
کنید هنگامی که هدفون خود را متصل کردید میزان صدا به چه حدی تغییر کند یا
چه آلبومی برای تان پخش شود. همچنین می توانید عملکرد دستگاه در شب را
برنامه ریزی نمایید، برای مثال از ساعت ۹ شب تا ۸ صبح دستگاه به حالت
سایلنت می رود، جهت محافظت از باتری همه اپلیکیشن ها بسته می شوند و تنها
برنامه ساعت باز خواهد ماند.
اپلیکیشن های McAfee Security ،OfficeSuite و... نیز از دیگر برنامه هایی هستند که به صورت پیش فرض، بر روی اکسپریا وی نصب شده اند.
جمع بندی
Sony Xperia V دستگاهی قدرتمند است که ويژگی مقاومت در برابر آب را با خود
همراه دارد. طراحی دستگاه کاملا تحت تاثیر این ویژگی قرار گرفته که باعث
بروز برخی محدودیت ها شده است. با ارائه اندروید ۴.۱ در آینده نزدیک برای
این محصول، از لحاظ نرم افزاری نیز بستری مناسب در اختیار کاربر قرار می
گیرد که اجازه لذت بردن از سخت افزار قوی دستگاه را بیش از پیش فراهم می
آورد.
اکسپریا وی در سه رنگ سیاه، سفید و صورتی عرضه میشود و قیمت جهانی آن بالغ بر ۵۷۰ دلار برآورد می شود.
نقاط مثبت:
- مقاوم در برابر آب
- سخت افزار قدرتمند
- کیفیت بالای دوربین
- صفحه نمایش با کیفیت
نقاط منفی:
- حافظه داخلی پایین
- رابط کاربری یکنواخت سونی
- کیفیت نه چندان بالای هدفون ها
- طراحی خشن تاثیر یافته از قابلیت مقاومت در برابر آب
نمونه تصاویر ثبت شده با دوربین Xperia V:
برچسبها: اکسپریا, بررسی, بررسی نارنجی, سونی

به نظر می رسد اولین تبلت مایکروسافت هنگام مواجه شدن با بازار مصرف،
نتوانست آن گونه که امید می رفت داستان موفقیت آمیزی را برای این کمپانی به
ارمغان آورد. برآوردهای جدید برنت تریل، تحلیلگر UBS حاکی از آن است که
مایکروسافت در فصل تعطیلات (سه ماهه آخر سال) ۲۰۱۲ تنها موفق به فروش یک
میلیون دستگاه تبلت سرفیس شده است.
این اخبار می تواند تکرار تلخ
استقبال نه چندان گرم از سیستم عامل ویندوز آر تی
از سوی تولید کنندگان کامپیوتر باشد. داستانی که می تواند با پیوستن شرکت
های جدید به جرگه مخالفان ویندوز آر تی، شکل جدی تری به خود بگیرد. زیرا
برخی از تولید کنندگان
عرضه تبلت و ابزارهای ویندوز آر تی خود را به تعویق انداخته اند
تا بر اساس میزان موفقیت سرفیس در بازار، در این خصوص تصمیم گیری کنند.
شاید تنها بخش خوب داستان این باشد که چندی پیش یک موسسه آماری دیگر پیش
بینی کرده بود که فروش سرفیس در فصل چهارم حتی به یک میلیون دستگاه هم
نخواهد رسید. و اکنون به نظر می رسد که سرفیس حداقل، به این میزان فروش دست
پیدا کرده است.
البته باید توجه داشت که قیمت هر سرفیسس با ملحقات و لوازم جانبی به ۶۰۰
دلار می رسد. یعنی اینکه میزان فروش فصلی اعلام شده، به تنهایی یک تجارت
نیم میلیارد دلاری برای مایکروسافت بوده است که چندان بدن به نظر نمی رسد.
برچسبها: تبلت, جولی لارسن, گرین رئیس بخش توسعه محصول, ویندوز

باز هم گزارش ها درباره یکی دیگر از محصولات نوپای دنیای دیجیتال به میدان آمده اند و این بار خبر از موفقیت
کامپیوتر لینوکسی ۳۵ دلاری رسپبری پی
دارند. اگر به خاطر داشته باشید، این کامپیوتر کوچک تنها طی ۲۴ ساعت پیش
فروش محصول خود را به پایان رساند. و البته عرضه آن به دلیل مشکلات تولید و
توزیع، با تاخیر روبرو شد.
اما با شروع عرضه آن در آوریل ۲۰۱۲، رسپبری پی بالاخره توانست به رکوردهای
تازه ای دست یابد.
این شرکت هفته جاری را برای اعلام میزان موفقیت خود انتخاب کرده و می گوید
یکی از دو توزیع کننده عمده رسپبری تا کنون به تنهایی نیم میلیون دستگاه از
این گجت جذاب را به فروش رسانده است.
بنیاد رسپبری پی در سایت خود نوشته است:
Premier Farnell تنها یکی از دو توزیع کننده رسمی محصولات ما است. و تا کنون هیچ اطلاعات به روزی از توزیع کننده دوم (RS Components) در اختیار نداریم. اما منابع پرمیر فرنل می گویند احتمالا تا کنون بیش از یک میلیون رسپبری پای در دنیا به فروش رفته است.اکنون این مینی کامپیوتر جمع و جور به دلیل قیمت بسیار مناسب و همچنین قابلیت هک پذیری بالا، تبدیل به یکی از گزینه های محبوب بسیاری از کاربران حرفه ای شده است. به گونه ای که بنیاد رسپبری پی ماه گذشته سایت Pi Store را برای عرضه و اشتراک گذاری اپلیکیشن های نوشته شده برای این کامپیوتر، راه اندازی کرد.
برچسبها: رسپبری, رسپبری پای, رسپبری پی, لینوکس

جی ال ایکس یکی از نخستین تولید کننده تلفن همراه در ایران است که
موفقیتهایی خوبی در زمینه تولید و فروش گوشی به دست آورده، اما در کنار آن
می توان گفت که در زمینه برند اشتباهاتی را تجربه نموده است، در مطلب پیش
رو «جی ال ایکس» از نگاه برندسازی و مدیریت برند مورد نقد و بررسی قرار
خواهد گرفت و در انتها پیشنهاداتی هم مطرح خواهد شد. اگر تلاش می کنید برند
خودتان را قدرتمند کنید، این مطلب مفیدی برای کسب و کار شما خواهد بود.
ادامه مطلب را از دست ندهید.
انتخاب نام برند:
جی ال ایکس شما را به یاد چه چیزی می اندازد؟ خودروی جی ال ایکس یا گوشی جی ال ایکس؟ می توان این انتخاب شرکت ارتباط همراه گویا اروند را یک انتخاب اشتباه نام برند نامید، گوشی جی ال ایکس زمانی به بازار ایران معرفی شد که بسیاری از افراد با شنیدن این نام یاد خودرو می افتادند و شرکت تولید کننده به جای آنکه با فرایندهای برندسازی به این نام معنا دهد مجبور شد تا در مرحله اول برداشت افراد از شنیدن این نام را تغییر دهد که این مساله عملاً هزینههای برندسازی جی ال ایکس را افزایش و تأثیر آن را کاهش داده است، ضمن اینکه این نوع نام گذاری از همان ابتدا حامل این سوال بود که: آیا با کپی شروع کردیم؟
یافتن جایگاه برند:
چنانچه جی ال ایکس میخواست بدون داشتن مزیتی چشمگیر با بهترین برندهای
تولیدکننده تلفن همراه در دنیا رقابت کند به احتمال زیاد به مرگی زودرس
محکوم می شد.
جی ال ایکس بیش از هر چیز دیگری در تبلیغات خود بر این عبارت تأکید می کند:
اولین تولید کننده تلفن همراه در ایران، از نظر یک خریدار مهمترین چیزی که
جی ال ایکس را از سایر برندهای تولیدکننده گوشی متمایز میکند همین ایرانی
بودنش است، بنابراین جی ال ایکس جایگاهی را هدف گرفته که باید هدف می
گرفت، هرچند هنوز به شعاری دلنشین در این زمینه دست نیافته، چونان زمزم که
میگفت: ذائقه ایرانی، نوشابه ایرانی
جایگاه سازی برند:
بعد از انتخاب صحیح جایگاه، نوبت به جایگاه سازی می رسد، با وجود اینکه جی
ال ایکس جایگاه خوبی را هدف گرفته اما در جایگاه سازی اشتباهاتی را تجربه
نموده است، اولین اشتباه باز هم به انتخاب نام برند بر می گردد، چطور
میتوان با نامی که یادآور صنعت خودروی فرانسه است از ایرانی بودن حرف زد؟
چرا نام اولین تلفن همراه ایرانی متشکل از عبارت General Luxe است؟ و چرا
جی ال ایکس برای انتخاب نام محصولات خود همواره از نام هایی به زبان
انگلیسی بهره می برد؟
نام هایی مانند Be One – Best – G1 Middle – G1 Twins – Snowy یک گوشی
ایرانی باید هم از روی نام و هم به جهت سبک طراحی محصول به راحتی در میان
سایر برندهای گوشی تشخیص داده شود، اما متأسفانه در طراحی گوشی های جی ال
ایکس نه تنها اثری از ایرانی بودن به چشم نمیخورد بلکه حتی یک سبک خاص
طراحی نیز مشاهده نمیشود، بنابراین طبیعی است که
برخی از منتقدان، جی ال ایکس را از لحاظ ظاهری تقلیدی از سایر برندها بدانند.
آرم:
لوگو نیز همانند نام می بایست متناسب با جایگاه هدف گیری شده طراحی گردد،
جی ال ایکس دو لوگو دارد، لوگوی اصلی که روی محصولات نقش بسته و با حروف
لاتین است و لوگویی نیز با حروف فارسی، اینکه لوگو با حروف لاتین نسبت به
لوگوی فارسی تقدم دارد اشتباه دیگر جی ال ایکس در جایگاه سازی است، از طرفی
لوگوی فارسی از لحاظ طراحی ضعیفتر از لوگوی اصلی جی ال ایکس است.
مساله دیگر عدم استفاده صحیح از لوگو است، به طور مثال اگر به وب سایت جی
ال ایکس مراجعه کنید خواهید دید که لوگوی جی ال ایکس در طرح ها و رنگهای
مختلف موجود است، در وبلاگ جی ال ایکس طرحی متفاوت با رنگ سفید دارد، در
بالای سایت رنگ قرمز به خود گرفته و در برخی تصاویر سایت نیز به رنگ آبی در
آمده است، پیام تغییر رنگ و تنوع طرح لوگو برای مشتری چیزی نیست جز عدم
ثبات و پایداری برند.
تبلیغات اخیر جی ال ایکس در صدا و سیما:
جی ایکس اخیراً در تبلیغات تلویزیونی صحبت از کاهش جدی قیمت ها را به میان
آورده است، اما چرا جی ال ایکس قیمت هایش را کاهش می دهد؟ این سؤالی است که
در ذهن مخاطب ایجاد می شود، عدهای بدبینانه ترین حالت را در نظر گرفته و
می گویند: چون دارد ورشکست میشود حراج کرده است، عدهای نیز اینطور برداشت
میکنند که چون جی ال ایکس از لحاظ کیفیت توان رقابت با برندهای جهانی را
ندارد میخواهد از نظر قیمت رقابت کند.
از طرفی جی ال ایکس با این تبلیغ کاری میکند که داشتن گوشی جی ال ایکس در
بین مردم نشانه ای از قدرت خرید پایین صاحب گوشی قلمداد شود، و این نگاه در
شرایطی که برخی از افراد برای نشان دادن قدرت خرید بالای خود اقدام به
خرید گران ترین برندها میکنند بدترین چیز است، نمیدانم جی ال ایکس با این
تبلیغ آیا فروشی هم داشته است یا نه، فرقی هم نمیکند چون در بهترین حالت
جی ال ایکس به ازای فروشی که داشته برند خود را در معرض آسیب رها کرده است.
اگر این پیام کوتاه به تبلیغ تلویزیونی جی ال ایکس اضافه میشد نتیجه طور
دیگری بود: از آنجاییکه که ما تولیدکننده ی ایرانی هستیم توانسته ایم قیمت
ها را کاهش دهیم.
با همین یک جمله مخاطب به جای اندیشیدن در مورد علت ارزانی جی ال ایکس با
توجه به افزایش اخیر قیمت دلار می گفت: تولید کننده ایرانی از جیب من حمایت
میکند، من هم از او حمایت خواهم کرد. ساخت تبلیغ نیز باید در راستای
جایگاه سازی باشد.
در تبلیغات دیگری جی ال ایکس با معرفی یکی از گوشی های خود مزیت آن را
اینطور بر می شمرد: راحت در جیب جا میشود و راحت از جیب بیرون می آید.
یکی از دوستان تعریف میکرد که اولین گوشی موبایلی که خریدم بهقدری بزرگ
بود که وقتی آن را در جیبم می گذاشتم نیمی از آن از جیب بیرون میزد.
چندین سال پیش تولیدکننده های تلفن همراه بر سر کوچک کردن سایز آنقدر با هم
رقابت کردند که سایز تلفن همراه با جیب لباس کودکان هم همخوانی پیدا کرد و
سپس مجدداً گوشی ها بزرگ شدند و رقابت بر سر کاهش سایز فراموش شد، حالا جی
ال ایکس بعد از سال ها دوباره در همان فضا به دنبال مشتری می گردد؟
اگر جمله ی «جی ال ایکس راحت تو جیب جا میشه» رو در گوگل جستجو کنید متوجه
خواهید شد که عدم تناسب تبلیغ پخش شده با نیازهای بازار زمینهساز تولید
لطیفه و شادی مردم شده است.
ایرانی یا چینی:
پیش از نگارش و انتشار این نقد با یکی از فروشندگان تلفن همراه در تهران
صحبت کرده و در مورد قیمت و کیفیت گوشی های جی ال ایکس از او پرسیدم، قیمت
را حفظ نبود و از لیست نگاه کرد و زمانی که صحبت از کیفیت شد فقط به این
اشاره نمود که این گوشی چینی است و کیفیتش نیز در همین سطح است، ایران که
نمیتواند گوشی تولید کند...
منظور بنده این نیست که فروشنده مذکور الزاماً تشخیص درستی داشته و جی ال
ایکس در تبلیغاتش صادقانه عمل نکرده است، موضوع این است که نگاهی که یک
فروشنده نسبت به جی ال ایکس دارد به سرعت و با قوت در بین خریداران گوشی
منتشر خواهد شد اما چرا یک فروشنده چنین دیدگاهی نسبت به گوشی تولید داخل
پیدا کرده است؟
ضعف جی ال ایکس در جایگاه سازی زمینهساز چنین دیدگاهی است، شما اگر برند
جی ال ایکس را نشناسید و در هنگام خرید، این گوشی را در ویترین ببینید از
کجا باید متوجه شوید که این گوشی ایرانی است؟
وضعیت جی ال ایکس با وضعیت شرکتی چون گلدیران قابل مقایسه است، وقتی
تلویزیون ال جی می خریم، لوگوی اصلیاش با حروف لاتین است و لوگوی فارسیاش
صرفاً در تبلیغات و بسته بندی استفاده می شود، نامش مخفف عبارت life's
good است، و فقط تبلیغات، فروشندگان و نیروهای پشتیبانی اش ایرانی هستند،
وقتی جی ال ایکس به عنوان یک برند ایرانی شبیه به یک برند وارد کننده است،
خود به خود جایگاهش در ذهن مخاطب نیز به سمت جایگاه وارد کننده نزدیک خواهد
شد و طبیعی است که فروشنده موبایل دچار تشخیص اشتباه گردد.
شاید بگویید ال جی نیز با وجود آنکه کره ای است اما نام برندش را متناسب با
زبان بینالمللی انتخاب کرده و موفق هم شده پس چرا انجام این کار توسط جی
ال ایکس اشتباه است؟
پاسخ این است که جایگاهی که این دو برند برای خود برگزیده اند متفاوت می باشد.
پیشنهادهایی برای جی ال ایکس:
انتخاب نام برای گوشی های نسل جدید:
شرکت ارتباط همراه گویا اروند این فرصت را دارد که برند جی ال ایکس را برای
گوشی های کلاسیک خود استفاده کرده و جهت گوشی های هوشمند برندی جدید خلق
نماید، نام جدید، لوگوی جدید، جایگاه جدید و پیامی جدید برای محصولات
هوشمند این شرکت.
شرکت ارتباط همراه گویا اروند جهت پیشگیری از آنچه در روند برندسازی جی ال
ایکس روی داده است، میتواند یک مسابقه اینترنتی برای انتخاب نام برند
تدارک دیده و نهایتاً با برگزاری یک همایش عمومی، نام منتخب را اعلام
نموده، از بهترین پیشنهادها تقدیر کرده و با معرفی محصولی که قرار است این
نام را به خود بگیرد، خبرسازی نماید.
در گذشته برخی از برندهای مطرح بینالمللی برای انتخاب نام محصول جدیدشان
افرادی را جهت تحقیق و بررسی و جمع آوری نام های پیشنهادی مردم به شهرهای
مختلف می فرستادند و حالا با وجود اینترنت این امکان میسر شده است تا
برندها هزینه ی انتخاب نام را برای برگزاری یک مسابقه صرف نموده و ضمن دست
یافتن به نتیجهای بهتر، خبرسازی هم بکنند.
نیکوست اگر برند جدید این شرکت بتواند به جای تولید محصولات متنوع و
گیجکننده روی یک محصول هوشمند که با سبکی جدید و متفاوت ساخته و آراسته
شده است تمرکز نموده و برای بهبود تک محصول خویش تلاش نماید.
انتخاب رنگ برند و طراحی لوگو برای برند جدید:
بهتر است یک رنگ مناسب برای برند جدید انتخاب شده و طراحی لوگو نیز همچون انتخاب نام برند بهانهای برای تعامل با هموطنان و خبرسازی قرار بگیرد.
تبلیغات تلویزیونی:
چنانچه در تبلیغات تلویزیونی جی ال ایکس، تصاویری از روند تولید آن به دست متخصصان ایرانی منتشر شود و مردم متوجه شوند که با خرید تلفن همراه ایرانی برای چند نفر به طور مستقیم و غیرمستقیم تولید اشتغال میشود، حمایت عمیقتری از هموطنانشان خواهند کرد. از طرفی می بایست برای پیشگیری از اشتباهات ساخت تبلیغ از مشاوره کارشناسان برندسازی و بازاریابی بهره برد.
وبسایتی قوی تر:
وبسایت جی ال ایکس یک وبسایت معمولی است در حالی که میتواند محلی برای تعامل، مرجعی برای پشتیبانی و همچنین جایی برای سفارش آنلاین گوشی های جی ال ایکس باشد.
استفاده از نقطه ضعف رقبای خارجی:
اما مهمترین عاملی که شرکت ارتباط همراه گویا اروند میتواند از آن برای جایگاه سازی برندهای خود و افزایش تمایل مردم برای خرید کالای ایرانی از آن بهره برداری نماید استفاده از نقطه ضعف رقبای بینالمللی است، برخی از آنها در ایران نمایندگی ندارند، برخی نیز فاقد پشتیبانی و گارانتی های قابل اعتمادند و فرصتشان برای تعامل با بازار ایران کمرنگ است، اینها همان نقاطی است که باید به نقاط قوت برند جی ال ایکس و برند آینده شرکت ارتباط همراه گویا اروند تبدیل شوند.به امید آنکه جی ال ایکس پس از رسیدن به جایگاه مورد نظرش در کشور، با دستی پر، برای رقابت با بهترین برندهای تلفن همراه در دنیا، مجدداً جایگاه یابی نماید.
برچسبها: برند سازی, تلفن جی ال ایکس, جی ال ایکس, نقد

اگر اهل بازی های تیراندازی شخص اول باشید، حتما کدهای تقلب و cheat
فراوانی بلد هستید که بازی را جذاب تر کنند. اگر هم اهل Counter-Strike
باشید، حتما کدهای دیدن دشمنان از درون دیوار یا شلیک خودکار به سر
(auto-aim) را می شناسید. اما لحظه ای فکر کنید که چنین کد تقلبی به زندگی
واقعی وارد شده و سلاح های گرم به آن مجهز شوند!
این دقیقا قابلیتی است که یک استارت آپ در Austin تگزاس بر روی سلاح های
گرم با راهنمای تیراندازی دقیق پیاده کرده است.
هر یک از سه مدل تفنگ شکاری جدید این شرکت به دوربین چشمی پیشرفته
کامپیوتری مجهز شده اند که از لینوکس بر روی خود بهره می برد. آنچه که
شکارچی درون دوربین چشمی اسلحه می بیند، به جای دید مستقیم موضوع در واقع
یک تصویر ویدیویی از هدف است که توسط لنزهای ردیاب دوربین تهیه شده است.
شما می توانید هدف را تگ بزنید و دوربین آن را به عنوان مجموعه ای از
متغیرها به حساب می آورد. پس از آن دوربین هدف علامت گذاری شده را دنبال
کرده و دائما خود را به گونه ای تنظیم می کند که هدف در حوزه دید باقی
بماند. هنگامی که شکارچی می خواهد ماشه را بچکاند، باید موقعیت هدف علامت
گذاری شده را هم با موقعیت اعلام شده توسط شبکه دوربین چشمی تطبیق داده و
آنگاه شلیک کند.
قیمت سلاح های این کمپانی از ۱۷۰۰۰ دلار آغاز می گردد که در دنیای تجارت
اسلحه مبلغ زیادی محسوب می گردد. اما داستان این است که شما می توانید با
این سلاح کد تقلب auto-aim را در واقعیت اجرا کنید.
برچسبها: اسلحه گرم, سلاح شکاری, سلاح لینوکسی, سلاح مجهز به لینوکس

او همچنین اعلام کرد که این تلفن جدید از بدنه زیبای فلزی و ضخامتی کمتر از بدنه 6.45 میلیمتری One Touch Idol Ultra ساخت آلکاتل برخوردار خواهد بود. این یکی از دو تلفنی است که هواوی در MWC ارائه می کند و شایعات حاکی از معرفی یک ویندوز فون قدرتمند در این کنگره سالانه نیز هستند.
در عین حال، قرار است هواوی اولین پردازنده 8 هسته ای خود برخوردار از معماری big.LITTLE کمپانی ARM را نیز در MWC رونمایی کند. اولین نمونه از این چیپ های مجتمع را سامسونگ در CES معرفی کرد که Exynos 5 Octa نام دارد و گفته می شود 70% بهینه تر از چیپ های 4 هسته ای موجود است. حالا هواوی نیز از تکنولوژی مشابه استفاده خواهد کرد تا تلفن های نیمه دوم سال را با مشخصات رقابتی تر به بازار عرضه نماید.
برچسبها: گوشی
.: Weblog Themes By Pichak :.









